X
تبلیغات
گفتار درمانی چیست؟

گفتار درمانی چیست؟

بلع طبيعی و كنترل عصبي- عضلاني عملكرد بلع

مناطق اطراف شيار سيلوين به صورت يك مركز مستقل در عمل بلع دخالت دارند. همچنين تعداد زيادي از نورونهاي ساقه مغز مسئول كنترل بلع هستند. اين نرونها عمدتاً در بخش پشتي و قسمت جانبي هسته هاي تراكتوس سوليتاريوس واقعند و در قسمت شكمي نيز بوسيله هسته هاي آمبيگوس محاط ميشوند. مراكز بلع در دو طرف ساقه مغز قرار دارند و با تشكيلات مشبك در ارتباطند. دو ناحيه مذكور داراي ارتباطات بسيار گسترده اي هستند و همين امر باعث مي شود هر يك از آنها بتوانند به تنهايي هماهنگي لازم طي مرحله حلقي و مروي را بوجود آورند. از 12 جفت اعصاب مغزي 4جفت آنها يعني زوجهاي 5،7،9 و10 تامين كننده حس عمومي و اطلاعات مربوط به مزه ،حرارت و قوام ماده غذايي مي باشند. و پنج زوج اعصاب 5،7،9،10و12 مسئول انجام مراحل دهاني و حلقي بلع مي باشند.                   

  ساختارهاي درگير دربلع طبيعي:

   

v     حفره دهان شامل: لبها،  منديبل، ماكزيلا،

كف دهان، گونه ها، سختكام، دندانها، كمانهاي حلقي قدامي و خلفي، حفره قدامي(فضاي بين منديبل و ماكزيلا و گونه ها)، حفره خلفي(فضاي بين منديبل و ماكزيلا و عضلات لب)

                                                             

    

مراحل بلع:

 

v     Anticipatory phase

v     Oral preparatory phase

v     Oral phase

 v     Pharyngeal phase

    v     Oesophageal phase

                                          

تعريف ديسفاژي:

  اغلب نتيجه اي از انواع اختلالات نورولوژيكي است كه ميتوانددرهر يك از    مراحل بلع طبيعي ايجاد گردد.

علائم ديسفاژي:

v     ناتواني در بلعيدن مواد غذايي و حتي بزاق دهان خودشان(شايعترين علامت)

v     سرفه كردن در هنگام خوردن و نوشيدن يا بلافاصله بعد از آن

v     ضعيف شدن صداي فرد در حين خوردن يا اندكي پس از آن وجود صدايي وزوز مانند در مسير تنفسي در حين دم و بازدم

v     ابتلاي بيمار به عفونت سيستم تنفسي(پنومني) به دليل آسپيراسيون مكرر

v     ورود مواد غذايي به مسير هوايي (آسپيراسيون)

v     كاهش وزن و ايجاد علائم سوء تغذيه به علت كم خوريهاي بيش از حد

v     بالا رفتن درجه حرارت بدن از1ـ30 دقيقه پس از غذا خوردن

بطور كلي علائم اختلال بلع در بيماران مبتلا به سكته هاي مغزي از نوع آمبوليك و بيماران سرطاني پيشرونده است وبا گذشت زمان باعث بروز ناتواني بيشتري خواهد شد.  بيماران مبتلا به اين اختلال از به هم خوردن روند طبيعي زندگي شان و ايجاد ناراحتي در تغذيه دچار نابساماني هاي جسمي و روحي مي شوند.

سبب شناسي:

 

علل فيزيولوژيكي پزشكي كه ممكن است منجر به ديسفاژي گردد عبارتند از:

v     اختلالات عصب شناختي و ضربه مانند :عفونت مغز و ساقه مغز ، پاركينسون،  M.S، فلج اطفال، دمانس و فلج مغزي ، سكته مغزي و ......

v     ضايعات ساختاري مانند: وب مادرزادي ، نئو پلاسما، تيرومگالي و ....

v     بيماريهاي بافت تماسي مانند: ديستروفي ماهيچه، پلي ميوزيس

v     اثرات جانبي مانند اثرات ناشي از جراحي، داروها و فيبروز ناشي از راديولوژي، سوختگيها

v     ناهنجاريهاي مادرزادي يا آناتوميكي مانند: شكاف كام و لب، ناهنجاريهاي زبان، شكاف حنجره

ارزيابي:

 

ارزيابي شامل تاريخچه گيري و معاينات فيزيكي است.  پس از ثبت مشخصات بيمار و اطلاع از بيماري و اختلالات اساسي بيمار، اطلاعاتي در زمينه علائم ديسفاژي و زمان شروع آنها، مثلاً وجود درد در حين بلع، وجود آسپيراسيون، وضعيت سرفه و گلو صاف كردن بيمار ، كيفيت آواسازي بيمار ، مدت زمان لازم براي بلع حلقي ، وضعيت جويدن ، نوع ماده غذايي مصرفي بيمار ، قدرت رفلكس Gag  ، تغييرات وزن بيمار، داروهاي مصرفي را مي توان كسب نمود. 

در ارزيابي بيمار همچنين مي بايست  وضعيت فيزيكي بيمار مانند كنترل تنه ،سر و گردن و معاينه اعصاب مغزي و دامنه حركات و قدرت و عملكرد عضلات دخيل و رفلكس هاي دهاني، معاينه و بررسي شود. همينطور وضعيت لثه و دندانهاي بيمار و بهداشت دهان را نبايد از نظر دور داشت.

بررسي وجود يا عدم وجود آسپيراسيون شايد مهمترين و حياتي ترين كار در ارزيابي بيماران مبتلا به ديسفاژي باشد. يكي از دقيق ترين روشها جهت بررسي اين وضعيت انجام عمل بلع باريوم در اتاق راديولوژي، معاينه از طريق فلوروسكوپي مي باشد.

روشهاي ديگري مانند مانومتري كامپيوتري، الكتروميوگرافي و آندوسكوپي با فيبر نوري نيز در ازريابي كفايت اسفنكتر ولوفارينجيال ، مشاهده مستقيم هماهنگي عضلات حلق، ارزيابي عملكرد حنجره طي عمل بلع و ارزيابي ميزان حساسيت حنجره بسيار مفيد مي باشد. در هنگام ارزيابي بايد به جنبه هاي روحي – رواني بيمار نيز توجه كرد.

آسيب شناس آموزش ديده مي تواند يك ارزيابي از تغذيه و بلع انجام دهد و زمينه درمان مناسب را فراهم كند.

نقش آسيب شناس گفتار و زبان در ارزيابي ديسفاژي

1.      گرفتن يك تاريخچه دقيق از وضعيتهاي پزشكي و علائم اختلال

2.      مشاهده توانايي و حركت عضلات مرتبط با بلع

3.      مشاهده وضعيت، رفتار و حركات دهان در حين خوردن و آشاميدن

4.      ارزيابي بلع به كمك تستهاي اختصاصي

درمان

از آنجائيكه ديسفاژي تقريباَ تمامي ابعاد سلامتي فرد را تحت تأثير قرار مي دهد بنا براين تيم درماني شامل پزشك عمومي، متخصص ENT آسيب شناس گفتار و زبان ، متخصص گوارش، متخصص مغز و اعصاب، راديولوژيست، متخصص تغذيه، روانپزشك ، متخصص ريه و سيستم تنفس، دندانپزشك و جراح عمومي است.

درمان اوليه اختلالات بلع و تغذيه اي ، بررسي علل پايه اي اختلال مي باشد . بسته به علت ممكن است درمان دارويي يا جراحي باشد. همراه با درمان دارويي يا جراحي ، رويكردها و مشاورات  آسيب شناس گفتار و زبان هم مي تواند در درمان ديسفاژي موثر واقع گردد.

رويكردهاي درماني:

 

بسته به نوع اختلال عملكردي شامل :

v   تغييرات رژيم غذايي: به عواملي چون حجم ماده غذايي، شيوه تغذيه، و ... بستگي دارد.

v    تكنيكهاي جبراني بلع شامل: تغيير وضعيت بيمار، روش هاي پيشرفت آگاهي حسي بيمار ، تغيير اندازه لقمه غذا و سرعت ارائه آن      به بيمار، تغيير چگالي و سفتي ماده غذايي ، استفاده از پروتزهاي داخل دهاني

v    درمان بلع به صورت غير مستقيم:  اين شيوه به بيمار تمريناتي را جهت تقويت ماهيچه هاي آسيب ديده  يا ضعيف شده آموزش مي دهد.

v    درمان بلع به صورت مستقيم: اين شيوه تمريناتي را براي عملكرد صحيح حين بلع به بيمار آموزش مي دهد.

بهترين تكنيك در درمان ديسفاژي حذف آسپيراسيون تاحد امكان و جلوگيري از باقيماندن غذا در مسير دهان و حلق مي باشد.

 

درمان بلع در نوزادان وكودكان:

 بر اساس علت ، علائم  ونوع مشكل بلع تغيير مي كند كه مي تواند شامل :

1.      تمريناتي براي تقويت ، حساسيت و هماهنگي ماهيچه هاي مرتبط با تغذيه و بلع.

2.      توصيه هايي جهت غذاها، وسايل خاص يا تكنيكهايي براي بهبود تغذيه و بلع.

3.      تغذيه نوزاد از طريق O.G.T  و N.G.T همراه با Manipulation و تحريك داخل دهان با استفاده از كيسه هاي يخ

4.      تحريك نواحي داخل دهان مثل: زبان( رأس زبان – قاعده زبان) ، توده هاي لنفاوي موجود در قاعده زبان ، سخت كام ، نرم كام، حلق دهاني

تكنيكهاي تغذيه اي خاص براي نوزادان شكاف كام و لب:

استفاده از سرشيشه هاي با شيار متقاطع

مكيدن سر شيشه نرم براي كمك به جريان شير

استفاده از شير دوش براي دادن شير با كمك شيشه

 

روشهاي درمان مستقيم و غير مستقيم ديسفاژي:

تمريناتي جهت افزايش دامنه حركت و كنترل لقمه غذا: تمرينات حركتي جهت بهبود ميزان حركات لبها ، چانه، زبان، حنجره و تارهاي صوتي.

      روش تلفيقي حسي- حركتي: مجموعه تكنيكهايي كه در اين بخش ارائه مي شوند، در واقع براي سرعت بخشيدن به شروع مرحله حلقي بلع، طراحي شده اند و باعث مي شوند قبل از اينكه بيمار براي شروع اين مرحله تلاش كند ورودي هاي حسي افزايش يافته و مرحله حلقي بلع آغاز گردد. اين تكنيكها عبارتند از:

1.      تكنيكهاي تماس و لمس مهاري

v      تماس يا فشار ثابت:  لمس حركتي بصورت ثابت مي باشد.

v      Slow strocking : لمس حركتي بصورت ريتميك مي باشد.

2.      تكنيكهاي تسهيل جلدي:

v      Tapping :ضربه بوسيله سر انگشتان روي عضله يا تاندون به تعداد         3 – 5 بار

v      Stretch pressure : فشار برروي عضله به همراه كشش

3.      gag reflex :

v           hypoactive reflex : در افراد head injury تحريك قوس كامي حلقي و كامي زباني با استفاده از pressure touch

v           hypoactive reflex : با استفاده از روش toung walking

در اختلال بلع استفاده از غذاهاي سرد باعث افزايش حساسيت قوس حلقي مي شود. در موارد ايجاد بلع پر سروصدا ice pack را به مدت 5 دقيقه روي حنجره قرار داده وسپس انگشتان اشاره وشست را روي دو طرف حنجره به طرف جلو وعقب حركت مي دهيم، تون عضلاني كاهش مي يابد.

مانورهاي عمل بلع:

 در بيماران فاقد كنترل سر درمان با روشهاي تقويت گروههاي عضلاني آنتاگونيست وتصحيح تعادل آغاز ميشود.

بهترين وضعيت براي آموزش غذا خوردن وضعيت نشسته مي باشد. درصورت ناتواني بيمار در نشستن، از بالش استفاده مي شود. جهت درمان مي توان از تكنيكهاي PNF –MFT ، تحريكات فاراديك، گالوانيك وتحريكات حسي استفاده كرد.

 

 

تحريكات لازم براي بالا بردن نرمكام بصورت زير انجام مي شود:

v           بيما ر دهانش را باز كرده “ آه“ مي گويد درمانگر زبان كوچك يا چينهاي كامي دو طرف را با يك آبسلانگ لمس مي كند. با اين تحريك يك انقباض بازتابي رخ ميدهد. سپس بيمار تا حد ممكن توليد “ اه “ را تكرار مي كند. همانطور كه قسمت عمده پاسخ شكل مي گيرد، درمانگر به تحريك منطقه از طريق لمس تا حد لازم ادامه ميدهد. تحريك بازتاب gag به اين دليل مفيد مي باشد كه انجام اين تحريك ، همزمان با بالا آمدن نرمكام، عضلات حلقي نيز به حركت واداشته مي شوند وبه دنبال آن بلع غير ارادي صورت مي گيرد.

v   تسهيل توانايي بالا بردن 3/1 خلفي زبان جهت انجام بلع:

اولين روش مي توان از فشار انگشت سبابه به طرف پايين وعقب در 3/1 قدامي زبان استفاده نمود. اين امر سبب بالا رفتن 3/1 خلفي و بسته شدن قسمت خلفي دهان مي گردد.

دومين روش فشاري است كه در نيمه قدامي از پهلو به طرف پايين زبان وارد مي شود. اين امر سبب انقباض عضلات كوچك زبان شده و زبان تحريك گرديده و جهت پذيرفتن شكلهاي لازم براي تهيه گلوله هاي غذايي آماده مي شود.

سومين روش با استفاده از انگشت مياني در زير كناره هاي طرفي زبان و در يك راستاي مورب ، موجب بالا آمدن  كناره هاي طرفي زبان مي گردد كه بخش مهمي از مراحل بلع مي باشد.

v      جهت انجام عمل بلع مي توان فشار آوردن به قاعده زبان و ضربه زدن به زير فك، را استفاده نمود.  

v      استفاده از ويبراتور در زير چانه وBase زبان ، مفيد است.

v      ماساژ دوراني 3/1 خلف زبان(تحريك حس سطحي وحس عمقي)

      درمان بلع به وسيله تحريک الکتريکی:

تحريک الکتريکی ممکن است هم به صورت مستقيم روی ساختارهای دهانی وهم ازطريق پوست روی ماهيچه های گلوانجام گيرد که هدف آن تحريک وبازتوانی مسيرهای عصبی–ماهيچه ای مختل شده می باشد.

پروتز وسیله ای است که امواج الکتريکی را برای ايجاد عملکردهای حسي يا حرکتی به سيستم عصبی منتقل ميکند. در طی 4 دهه اخير پروتزهايی عصبی برای طيف گسترده ای از کارکردها  ايجاد شده اند مثل پروتز کاشت حلزون و پروتز محرکات درمان مثانه . در درمان بلع هم تاکيد به استفاده از تحريک الکتريکی شده است.

دو راه تحريک الکتريکی عملکردی عبارتند از:

v         با استفاده از پتانسيل عمل در آکسون عصبی و انتقال آن در طول نرون عصبی در واحدی از زمان و رسيدن به نرون حرکتی و ایجاد حرکت مناسب در ماهيچه مربوطه ( FES ). استفاده از اين روش حدود 40 سال پيش توسعه يافت.

v           تحريک آکسون تحريک شده نرون حسی که در سازماندهی کرتکس حرکتی نقش دارد و موجب تغييررفلکس هاياعملکردهای سيستم عصبی مرکزی مي شود(اين فرايند راتعادل عصبی می نامند) .

در تحرک الکتريکی عواملی چون بسامد تحريک ، محل تحريک، زمان بندی ارائه محرک، شدت تحريک ، نوع تحريک و عضله ای که به تحريک پاسخ می دهد اهميت دارد.

پروتزهای نرونی برای برگرداندن عمل بلع در بيماران ديسفاژی تکنولوژی جديدی است  که اخيراً تمايل بسيار زيادی درجهت توانبخشی ايجاد کرده است.

 

 

تا کنون 3 ديدگاه عمومی در مورد FES برای کمک به ديسفاژی به کار برده شده است .

v      نخستين ديدگاه شامل تحريک حفره حلق دهانی به صورت پيوسته می باشد که برای کنترل رفلکس بلع در سطح پايين هست. اين ديدگاه موفقيتهايی داشته است و به نظر می رسد که نقش بالقوه ای برای تعديل عصبی در بهبود عملکرد بلع داشته است.

v      ديدگاه دوم شامل تحريک پوستی عضلات گردن است .مشکل عمده اين ديدگاه انتخاب عضلات پاسخ دهنده به تحريک است.و در مورد کفايت آن بحث های زيادی است.

v      ديدگاه سوم شامل بکارگيری FES داخل عضلانی بصورت مستقيم در ماهيچه های مرتبط با بلع است. گروهی پيشرفت چشمگيری را در تعيين مهمترين عضلات درگير در بلع و روش همزمانی FES با بلع ارادی را بيان کردند.بااين وجود اين مطالعات تا امروز روی افراد سالم انجام شده است.

منابع:

1)      ارزيابی و درمان اختلالات صوت و بلع ، محمد زاده، مهر 79

2)     Swallowing and Dysphasia in cerebral palsy، مترجم : مريم ا صغری ، خرداد 77

3)     کاربرد تحريکات       Exteroceptiveدر درمان Dyaphasia، تهيه: سارا نادری

4)     پايان نامه درمان ديسفاژی در نوزادان ، کنگره گفتاردرمانی ، دی 85

5)     Speech Therapy for swallowing & feeding Dis.(2005) ، اينترنت

6)     Electrical Stimulation approaches to the restoration and rehabilitation of swalloung(2005) ، اينترنت

گردآورندگان:الهام حکيمی – راضيه يعقوبيان- رمضان نجف پور-مرکزآموزشی سوم شعبان 4ديماه 85

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم خرداد 1391ساعت 11:13  توسط روح الله تقی زاده   | 

نارواني طبيعي گفتار

نارواني طبيعي گفتار

گفتار داراي 4 مؤلفه است:‌آواسازي, توليد, تشديد و تايم يا زمان. هر اختلالي كه در Timing يا زمان بندي گفتار پيش بيايد منجر به تغيير در سرعت گفتار مي شود و تغيير سرعت گفتار منجر به لكنت يا كلانرينگ مي گردد. اما نارواني طبيعي گفتار نوعي اختلال در سرعت گفتار است كه در كودكان پيش از دبستان روي مي دهد و علت آن سرعت نابرابر تفكر و بيان در كودكان است يعني بچه‌ها نمي توانند به همان صورتي كه فكر مي كنند حرف بزنند در نتيجه زمان بندي گفتار دچار مشكل شده و گفتار ناروان مي گردد.

وجه افتراق لكنت با نارواني طبيعي اين است كه فرد لكنتي از شكل خود كاملا آگاه است ولي كودك ناروان متوجه شكل گفتاري خود نمي باشد. ديگر اينكه در لكنت انواع گيرها و كشش‌ها و تكرارها ديده مي شود ولي در كودك ناروان تنها تكرار كل كلمه يا هجاي اول كلمه ديده مي شود . تفاوت ديگر اينكه براي درمان لكنت روشهاي خاص درماني وجود دارد ولي درمان نارواني تنها با ارائه مشاورات صورت مي گيرد.

مشاوراتي جهت درمان نارواني طبيعي:

1)      به هيچ عنوان كودك را تنبيه بدني نكنيد. هر بار تنبيه شما باعث ايجاد تنش در كودك گرديده و نارواني را افزايش مي دهد.

2)      كودك را در استرس زماني قرار ندهيد يعني به هيچ عنوان به او نگوئيد كه زود باشد و سريع حرف بزند.

3)      استرس رفتاري نيز مانند استرس زماني باعث افزايش نارواني مي گردد؛ به اين معني كه از كودك نخواهيد هيچ كاري را سريع انجام دهد. در راستاي تحقق اين هدف سرعت زندگي شما بايد پائين بيايد.

4)      سرعت گفتار خود را كاهش دهيد و با كودك سريع صحبت نكنيد.

5)      به كودك تذكر كلامي ندهيد؛ درست صحبت كن, دوباره بگو, بد گفتي و .... تذكرات كلامي بسيار مخرب است. به ياد داشته باشيم كه كودك اگر بتواند درست صحبت مي كند.

6)      همواره دقت كنيد كه كودك چه مي گويد نه اينكه چگونه مي گويد.

7)      بازيهاي پر تحرك و هيجاني را از برنامه روزانه كودك حذف كنيد مثل بازيهاي كامپيوتري و به جاي آنها بازيهاي آرام و بدون تحرك را جايگزين كنيد.

8)      در صورت اينكه كودك نياز به صحبت با شما داشت حتما اين فرصت را به او بدهيد به اين معني كه تمام كار خود را تعطيل كرده و به او گوش كنيد نه اينكه ضمن كار بخواهيد كه صحبت كند.

9)      قصه گويي شبانه را هرگز فراموش نكنيد. به خاطر داشته باشيد كه داستان را از روي تصاويرش تعريف كنيد نه از روي متن.

10)  به تغذيه كودك توجه كنيد. از مصرف بي رويه آنچه در عرف جامعه غذاهاي سرد ناميده مي شود جلوگيري كنيد. اين مواد باعث شل شدن عضلات و افزايش نارواني مي شوند.

11)   اگر كودك شما در بعدازظهر ناروانتر است احتمالا خستگي باعث افزايش نارواني او مي شود در اين صورت بايد حتما او را ظهر بخوابانيد.

12)   به كودكتان در خانه مسئوليت بدهيد اين امر باعث افزايش اعتماد به نفس او مي شود.

13)   از بازي كردن او با كودكاني كه به نوعي باعث عصبانيتش مي شوند جلوگيري كنيد.

14)  هنگام صحبت كودك كلماتي را كه لكنت مي كند اصلاح نكنيد و اجازه دهيد كه خودش كلمه را تا انتها بيان كند.

15)   اگر در لحظاتي مقدار تكرارها بسيار زياد شد به نحويكه آزار دهنده به نظر رسيد شما مي توانيد كلام كودك را با گفتن خود بعد چه شد قطع كنيد تا كودك فرصت از سرگيري دوباره گفتار را داشته باشد.

 

 

 

درمان لکنت در خردسالان

 

برای درمان لکنت روش های مختلفی وجود دارد، تغییرالگوی گفتار و کاهش سرعت ،ایجاد هماهنگی  میان گفتار و تنفس ،تقویت توانایی‌های زبانی نظیر مهارت واژه یابی، سرعت انتقال و ... ، که از تئوری های زبان شناختی ناشی می شوند توسط گفتار درمانگران ، کاهش اضطراب و افزایش اعتماد به نفس با روش های روان شناختی و درمان های دارویی از جمله ی این درمان ها می باشند

نکته حائز اهمیت در این جا این است که روش‌های درمانی در سنین مختلف بسیار متفاوت است و در سنین پائین، بهتر است از درمان‌های مشاوره‌ای و غیر مستقیم استفاده نمود.

 

در دوران خردسالی بهتر است درمان هر چه سریعتر شروع شود.

 

 جانسون  معتقد است  که لکنت،  نتیجه تداوم و تثبیت ناروانی طبیعی (به دلیل برخوردهای نادرست اطرافیان با این پدیده) می‌باشدو ما فرض را بر این می‌گذاریم که با کنترل استرسهای محیطی و گفتاری وارد بر کودک می‌توانیم شدت ناروانی (لکنت) را در او به تدریج کم کنیم و ادامه‌ی این روند، علایم را به سمت ناروانی طبیعی پیش می برد، آن گاه با طی شدن روند رشد طبیعی، کودک این فرصت را پیدا می‌کند که خود به خود به سمت بهبودی پیش برود.

لکنت

کاهش علائم

ناروانی طبیعی

بهبودی

    کنترل برخوردهای محیط با گفتار

    فعالیت‌های حواس پرت کن

             کاهش استرس

    ارائه الگوهای گفتار روان

کنترل دوره‌های تشدید

     کنترل و رشد طبیعی

 

 روند درمان را  می توان به سه قسمت کلی تقسیم نمود :

1-      کاهش سریع شدت ناروانی و کنترل محیط

2-      کنترل دوره‌های تشدید

3-      تثبیت گفتار روان و بهبودی نهایی

 

در این مقاله نکاتی در مورد مرحله اول درمان به شکل خلاصه ارایه می گردد.درمرحله اول فرض براین است که انحراف ذهن کودک از لکنت بعلاوه ایجاد یک روحیه آرام و بدون تنش می‌تواند کمک بزرگی برای کاهش لکنت وی باشد.

انحراف ذهن کودک از لکنت بعلاوه ایجاد یک روحیه آرام و بدون تنش، کمک بزرگی به کاهش لکنت وی می‌کند.

جهت دستیابی به این هدف، نکات زیر راکه در دو قسمت تنظیم شده است  رعایت نمایید

الف - ­ اصلاح برخوردها و انتظارات در برابر گفتار:

در بسیاری از موارد مشاهده می‌شود که نگرانی‌های والدین و تلاش آنها برای کمک به گفتار کودک موجب ایجاد حساسیت و نگرانی وی نسبت به گفتار خود می‌گردد و هرچه حساسیت کودک به مشکل گفتاریش بیشتر شود؛ ناروانی وی تشدید خواهد شد .

گام بزرگ و اصلی در درمان کودک مبتلا به لکنت یا ناروانی طبیعی این است که به مشکل گفتاری خود حساس نشود و اگر هست آن را فراموش کند.

برای کاهش حساسیت کودک به مشکل گفتارش  نکات زیر را رعایت نمایید.

1-هیچ نوع راهنمایی و توصیه ای برای گفتار بهتر به کودک ارائه نکنید.مثلا به کودک نگویید: آرام باش  / عجله نکن آهسته و شمرده حرف بزن دوباره بگو.        

            2-هیچ نوع کمکی به کودک برای تکمیل جملات و بیان افکار نکنید.

3-هیچ نوع تمرین و تکلیفی را برای اصلاح گفتار کودک به او ندهید.

4-هیچ نوع توجهی اعم از تشویق یا تنبیه، نگرانی یا خوشحالی در هنگام بروز گفتار روان یا ناروان کودک، از خود نشان ندهید.

5-کودک را در هیچ شرایطی مجبور به حرف زدن نکنید.  (حتی سلام کردن به دیگران)

6-در دوره‌های تشدید لکنت  شرایط را به نحوی ترتیب دهید که کمتر حرف بزند.

7-برای کودکانی که به مهد کودک می‌روند پیشنهاد می‌شود که طی چند هفته اول درمان، تکلیف کلامی به آنها داده نشود.

8-نگاه و چهره والدین هنگام بروز لکنت یا گفتار روان باید کاملاً عادی باشد و هیچ هیجانی از  جمله اضطراب و نگرانی در آن وجود نداشته باشد.

9-هیچ یک از اطرافیان نباید در حضور کودک درباره‌ی اینکه گفتار وی بهتر یا بدتر شده است صحبت کند.

   در کل لازم است طوری با وی برخورد نمایید که انگار هیچ مشکل گفتاری ندارد.

 

ب – کاهش استرس ها ، مشکلات رفتاری و ایجاد آرامش در کودک از طریق کنترل محیط ، سرگرمی و بازی:

 

در مورد کودکانی که علاوه بر لکنت ، مشکلات اضطرابی ، رفتاری  و یا پرخاشگری دارند در مراحل مقدماتی بهتر است از روش‌های غیر مستقیم و پیشگیرانه برای کاهش این مشکلات استفاده نمود. چرا که استفاده از روش های رفتاردرمانی و تربیتی سخت گیرانه در این مرحله می تواند لکنت را تشدید نموده و مانع از بهبود آن گردد.

 

برای کاهش مشکلات اضطرابی و رفتاری کودک و ایجاد آرامش در وی می توانید در چند هفته اول اقدامات زیر را انجام دهید (البته یاداوری می شود این موارد درمان ریشه ای نیستند و صرفا نقشی پیشگیرانه و موقتی دارند.)

1-چیزی از وی نخواهید که باعث شروع لجبازی و پرخاشگری در وی شود .( مثل اصرا به خوردن غذا ،پوشیدن لباسی خاص ، جمع کردن اتاق و .... )

2- عوامل ترس و اضطراب او راشناسای نموده و تا حد امکان حذف کنید (مثل تنها خوابیدن ، تنها ماندن در خانه ، اخم و تنبیه،تهدید،مشاجره ، کارتون وداستانهای جنگی و... )

3- برای چند هفته، تمام روز او را سرگرم کنید ، استفاده از ترکیبی از بازی های آرام و نشسته مثل نقاشی و رنگ آمیزی ،کاردستی ،خمیر بازی  و کارتون یا فیلمهای شاد، در کنار بازی های تخلیه کننده مثل توپ بازی ،دویدن و ... بسیار کمک می نماید.

× توجه داشته باشید که همراهی والدین به ویژه مادر در این بازی ها ، آرامش زیادی به کودک می دهد.

 

در انتها لازم است یادآوری شود که آنچه ذکر شد فقط چکیده ای از مراحل اول درمان است و برای پیگیری درمان لازم است حتما با درمانگر خود در تماس باشید.

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم خرداد 1391ساعت 11:0  توسط روح الله تقی زاده   | 

تغذیه در فنیل کتونوری

تغذیه در فنیل کتونوری

گیتی بهدادی پور - کارشناس تغذیه

فنیل کتونوری بیماری ارثی است که در اثر نقص بدن در فرآوری اسید آمینه ای به نام فنیل آلانین بوجود می آید.

 

اسیدهای آمینه، بلوک های ساختمانی پروتئین ها هستند.اسید های آمینه ضروری آنهایی هستند که در بدن نمی توانند ساخته شوند و حتما باید از طریق رژیم غذایی دریافت گردند.فنیل آلانین از جمله این اسیدهای آمینه ضروری است.

در بیماری فنیل کتونوری، بدن در ساخت آنزیمی بنام فنیل آلانین هیدروکسیلاز که مسئول تبدیل فنیل آلانین به تیروزین است،نقص دارد.در نتیجه فنیل آلانین در خون و بافت های بدن تجمع پیدا میکند. مقادیر بالای فنیل آلانین و متابولیت های آن در خون سمی محسوب شده و در درازمدت منجر به عقب افتادگی ذهنی ، تشنج ومشکلات عصبی میشود.

تشخیص فنیل کتونوری:

مقدار نرمال  فنیل آلانین درخون 1 میلیگرم در دسی لیتر است که در بیماری فنیل کتونوری این مقدار به 6 تا 80 میلیگرم در دسی لیتر میرسد.

اگر والدین هردو ناقل ژن فنیل کتونوری باشند فرزند آنها به این بیماری مبتلا خواهد شد.حدودا از هر 50 نفر ،یک نفر ناقل ژن فنیل کتونوری است و افراد ناقل بدون علامت بیماری هستند.

کودکان مبتلا به فنیل کتونوری در موقع تولد نرمال بنظر میرسند و اگر تشخیص داده نشده و درمان نشوند در3 تا 5 ماهگی علائم بیمای را بروز میدهند و در یک سالگی دچار عقب افتادگی ذهنی خواهند شد.غربالگری تنها روش مناسب تشخیص فنیل کتونوری قبل از شروع علائم است که بطور روتین در 1 تا 7 روز اول تولد انجام میشود.

رژیم غذایی در فنیل کتونوری:

بیماران مبتلا به فنیل کتونوری تا پایان عمر باید از رژیم بسیار محدود از فنیل آلانین تبعیت کنند.این رژیم حاوی مواد غذایی طبیعی است که محدود از فنیل آلانین هستند و میزان پروتئین این رژیم نیز محدود است.مواد غذایی آماده نیز در بازار موجودند که فرمولاسیون بدون فنیل آلانین دارند.این رژیم باید قبل از هفته چهارم زندگی شروع شود تا از عوارض بیماری جلوگیری کند.از شیر مادر هم از آنجایی که حاوی فنیل آلانین است باید اجتناب کرد.

تبعیت از این رژیم دربزرگسالان بسیار دشوار است چرا که اکثر مواد غذایی طبیعی حاوی فنیل آلانین میباشد،برای مثال شیر و محصولات لبنی،گوشت،ماهی،مرغ،تخم مرغ،لوبیا و مغزیجات حاوی مقادیربسیار بالای فنیل آلانین هستند و باید از رژیم غذایی حذف شوند.میوه ها ،سبزیها و نان ها نیز حاوی فنیل آلانین هستند اما از آنجایی که مقدار فنیل آلانین انها کم است مقادیر مشخص از آنها میتوانند در رژیم غذایی گنجانده شوند.

از طرفی غذاهای آماده در بازار که محدود از فنیل آلانین هستند و حاوی مواد مغذی ضروری همچون تیروزین نیز میباشند،قیمت بالایی دارند و تهیه آنها برای همه بیماران مشکل است.

توصیه های غذایی در کودکی:

- نوزاد از شیر مادر یا شیر خشک های معمولی نباید استفاده کند.فرمولای مخصوص این بیماران در بازار موجود است.

-از دادن غذاهای غنی از پروتئین همچون حبوبات؛گوشت؛ماهی؛تخم مرغ و لبنیات به کودک باید خودداری شود.

- کودک باید از مصرف مواد غذایی که حاوی شیرین کننده های مصنوعی به خصوص آسپارتام هستند اجتناب کند.آسپارتام دربدن مقادیر زیادی فنیل آلانین تولید میکند که برای این بیماران سمی است.

توصیه های غذایی در بزرگسالی:

قبلا گفته میشد که این بیماران میتوانند برای مدتی این رژیم را در دوران نوجوانی متوقف کند ولی امروزه گفته میشود این رژیم تا آخر عمر باید ادامه یابد.

بزرگسالان مجاز هستند که 400 تا 500 میلیگرم فنیل آلانین در روز دریافت کنند.با کمک پزشک یا رژیم درمان بیماران میتوانند از محتوای فنیل آلانین انواع غذاها آگاهی یابند و میزان دریافت فنیل آلانین خود را کنترل کنند.

چاشنی ها همچون آبلیمو،سس سویا و سبزیجاتی مثل ریحان همگی فنیل آلانین اندک دارند و میتوانند برای خوشمزه تر شدن غذای این بیماران بکار روند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم خرداد 1391ساعت 13:30  توسط روح الله تقی زاده   | 

مطالب این بخش در حال بارگذاری می باشد

مطالب این بخش در حال بارگذاری می باشد و در آینده اضافه خواهد شد
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم خرداد 1391ساعت 13:22  توسط روح الله تقی زاده   | 

نقش شنوایی در یادگیری گفتار و زبان

شنوايي نقش مهمي در يادگيري گفتار و زبان، ارتباط، و آموختن دارد. هر چه كم شنوايي در سنين پايين تر كودكي اتفاق بيفتد، تأثيرات منفي آن بر رشد كودك نيز بيشتر است. از طرفی دیگر  هر قدر، تشخيص اين مشكل و مداخلات لازم زود هنگام تر باشد، تأثيرات منفي كم شنوايي نيز كم رنگ تر خواهد شد.

كم شنوايي به چند صورت ممكن است بر كودك تأثير بگذارد:

ü      باعث تأخير در رشد مهارتهاي ارتباطي، گفتار و زبان شود.

ü      عدم تكامل زباني باعث اختلال يادگيري و در نتيجه كاهش موفقيت تحصيلي شود.

ü      مشكلات ارتباطي منجر به گوشه گيري و كاهش اعتماد به نفس فرد شود.

ü      بر انتخاب شغل آينده تأثير بگذارد.

ü      در تشكيل خانواده به عنوان عامل محدود كننده مؤثر باشد.

ü      تأثير بر گفتار و ارتباط كلامي

ü      تأثير بر يادگيري كلمات

ü      پيشرفت يادگيري كلمات در كودكان كم شنوا كندتر است.

ü      كودكان كم شنوا، اسامي حيوانات، ميوه ها، اشياء، رنگها، اعداد و ... را، راحت تر از صفت يا قيد مثل ديروز، مهربان و ... ياد مي گيرند.

ü      تعداد كلماتي كه اين كودكان بيان مي كنند، نسبت به كودكان طبيعي هم سن و سالشان كمتر است.

ü      كودكان كم شنوا در درك كلماتي كه چندين معني دارند مشكل دارند مثلا شير (حيوان، خوراكي)

ü      ساختار جملات

ü      كودكان كم شنوا در مقايسه با كودكان طبيعي معمولاً از جملات ساده تر و كوتاهتري استفاده مي كنند.

ü      كودكان كم شنوا اغلب حروف آخر كلمات را نمي شنوند مثلاً ممكن است دو كلمه "دارد"و "دارند" را نتوانند از هم تشخيص دهند.

ü      صحبت كردن

ü      كودكان كم شنوا اغلب اصوات گفتاري صامت نظير "س"، "ش"، "ف"، "ت" و "ك" را نمي شنوند و در نتيجه دركلمات خود از اين حروف استفاده نمي كنند. بنابراين فهم گفتار آنها مشكل خواهد بود.

ü      گفتار آنها به دليل سرعت كم و يكنواختي بيشتر شبيه من و من كردن است.

تأثير بر آموزش

Ø      كودكان كم شنوا در تمامي زمينه هاي تحصيلي بخصوص در خواندن و حساب با مشكل مواجهند.

Ø      نمرات كودكاني كه كم شنوايي خفيف تا متوسط دارند، بطور ميانگين 1-4 نمره از هم كلاسي هايشان كمتر است مگر اينكه مداخلات مناسب صورت گرفته باشد.

Ø      كودكاني كه كم شنوايي شديد تا عميق دارند معمولاً نمي توانند بيشتر از 3 تا 4 كلاس درس بخوانند مگر اينكه مداخلات زود هنگام و مناسب انجام شود.

Ø      تفاوت موفقيت تحصيلي بين كودكان كم شنوا و كودكان طبيعي، در سنين مختلف متفاوت است.

Ø      سطح تحصيلات كودكان كم شنوا وابستگي مستقيمي با حمايتهاي والدين از لحاظ كيفيتي، كميتي و مقدار زماني كه براي كودك خود صرف مي كنند، دارد.

تأثير بر روابط اجتماعي

v      كودكاني كه كم شنوايي شديد تا عميق دارند اغلب گوشه گير بوده و احساس تنهايي، ناراحتي و محدوديت می کنند.

v      اين مشكلات اجتماعي در كودكاني كه كم شنوايي خفيف تا متوسط دارند بيش از موارد كم شنوايان شديد تا عميق مشاهده مي شود.

شما چه كمكي مي توانيد بكنيد؟

مطالعات و تحقيقات جديد نشان مي دهند كه آن دسته از كودكان كم شنوا كه زود هنگام تحت خدمات درماني و توانبخشي قرار مي گيرند در مقايسه با آنهايي كه از اين مداخله زود هنگام محروم مي مانند، قادر به يادگيري و تكامل زبان خواهند بود.

اگر وجود كم شنوايي در كودك شما تاييد شد، توصيه مي شود كه براي پيشرفت شناخت، زبان و گفتار كودكتان از برنامه هاي توانبخشي خانواده محور استفاده كنيد. در اين زمينه شنوايي شناس مي تواند كمك زيادي به شما بكند. او مي تواند، بهترين راه حل را براي مداخلات شنوايي شناسي و توانبخشي كودكتان انتخاب كند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391ساعت 13:20  توسط روح الله تقی زاده   | 

انواع روش های درمان اسپاستيستي در بچه‌هاي فلج مغزی

انواع روش های درمان اسپاستيستي در بچه‌هاي فلج مغزی

تهیه و تنظیم توسط  آقای قاسم فلاح زاده

اسپاستيستي و شكل‌هاي ديگر فعاليت بيش از حد عضلاني كه در نتيجه فلج مغزي ايجاد مي‌شود می تواند به فانكشن آسيب بزند يا باعث ناراحتي و Body Image ضعيف شود. برنامه درماني براي يك بچه Cp مي‌تواند شامل health therapy منسجم، casting ، exercise ، CIT ، Oral medication ، chemodenervation ، intrathecal baclofen ، selective dorsal rhizotony و جراحي‌هاي ارتوپدي باشد. تكنيك‌ها ممكن است به منظور كارآمدي بيش‌تر و بهتر فراهم كردن نيازهاي كودك با هم تركيب شوند. اين مقاله يك مروري بر هر رويكرد نشان مي‌دهد.

اسپاستيستي يك اختلال حركتي مشخص شده بوسيله‌ي افزايش وابسته به سرعت در stretch reflex  tonic(تون عضلاني) مي‌باشد كه همراه با exaggerate شدن tendon jerk ها مي‌باشد و نتيجه‌ي آن بيش از حد فعال شدن رفلكس كششي است. اين اختلال به عنوان جزئي از سندرم نورون محركه فوقاني در نظر گرفته مي‌شود.

مانند ديگر پديده‌هاي ناشي از سندرم نورون محركه فوقاني مثل رفلكس‌هاي كششي فازيك (كلونوس و هايپررفلكس) ، اسپاسم‌هاي فكسوري و اكستانسوري، كوكانتركشن، ديس تونيا و پديده associated ، اسپاستيستي نيز مي‌تواند يك اثر عملكردي مهم بر روي يك بچه cp داشته باشد. اين شكل‌هاي گوناگون فعاليت بيش از حد عضلاني اهداف مهم درماني را در جهت تلاش براي فراهم كردن اهداف فانكشنال براي بچه نشان مي‌دهد. خیلی مهم است  كه بدانيم علايم منفي (ضعف و فقدان مهارت) از لحاظ فانكشنال خيلي بيش‌تر ناتوان كننده است و كم‌تر تمايل به درمان دارد.

دامنه‌ي درمان براي تون های بالا بسیار زیاد است، از تمرينات كششي ساده تا درمان‌هاي دهاني و تزريقي و جراحي.

در اين مقاله يك مروري بر طرح درمان براي اسپاستيستي در cp و گزينه‌هاي درمان فراهم مي‌شود.

ارزيابي و طرح درمان

برنامه درماني با دقت شروع مي‌شود و با يك ارزيابي كامل براي تعيين اين كه آيا فعاليت بيش از حد عضلاني با عملكرد، راحتي، زيبايي يا مراقبت تداخل دارد يا نه ادامه مي‌يابد. اگر تداخل ندارد، هيچ درماني لازم نيست. بعلاوه اينكه آيا اسپاستيستي بيمار كمك‌كننده به عملكرد نيز باشد بايد در نظر گرفته شود. براي مثال ممكن است Stiffness اندام تحتاني توانايي transfer را بهبود ببخشد. كاهش دادن چنين اسپاستيستي مفيدي احتمالاً نتيجه معكوس مي‌دهد.

ارزيابي كامل نياز به تيم كنترل اسپاستيستي دارد كه شامل بيمار و مراقب، پزشك، فيزيوتراپ، كاردرمان، پرستار، ارتوپد، ارتوپدي فني همراه با جراح و ديگر حرفه‌ها در بعضي از case ها دارد.

اسپاستيستي در cp مي‌تواند بسته به ناحيه درگير در بدن طبقه‌بندي شود،

ü     داي‌پلژي اسپاستيك (هر دو پا درگير بيش‌تر از دست‌ها)

ü     همي پلژي (يك پا و يكدست يك سمت بدن درگير)

ü     همي‌پلژي Double (هر دو دست درگير بيش‌تر از پاها)

ü     تتراپلژي و/ يا كووادرو پلژي (هر 4 اندام درگير، معمولاً با شدت زياد)

تعيين الگوي خاص درگيري اسپاسم (scissoring thigh, adduct shoulder) و ميزان شدت مهم مي باشد.

اگرچه هر مراجعي منحصر به فرد است، چندين پارامتر وسيع مي‌تواند در تصميم‌گيري كمك‌كننده باشد. جراحي ارتوپدي بايستي تا زمانيكهgait به حد بالغ شدن مي‌رسد به تأخير بيفتد. Meanwhile، كشش، PT و orthotics به منظور حفظ دامنه حركتي استفاده مي‌شوند. داروهاي دهاني، تزريقات بوتولونيوم توكسين، intrathecal baclofen و يا ريزوتومي نيز مي‌تواند مناسب باشند. موقعي كه gait كامل‌ مي‌شود (بين 10-6 سالگي)، آناليز gait و معاينات كلينيكي مي‌تواند به منظور اينكه آيا جراحي لازم است يا نه استفاده شود. به منظور پرهيز از جراحي‌هاي چندگانه و مدت زمان‌هاي بي‌تحركي، بايد سعي شود تا جراحي در يك زمان انجام شود و همين كه امکانش پيدا شد بچه دوباره شروع به تحرك كند. كشش مداوم و درمان دارويي نيز در موقع نياز به منظور حفظ Rom و موبيليتي مورد استفاده قرار مي‌گيرد.

PT and Orthoses

PT براي بچه CP  شامل يك برنامه‌ تمريني منظم ، horsebock riding و يك تنوعي از مداليته‌ها که شامل بيوفيدبك و تحريك الكتريكي است میباشد. CIT كه هم‌چنين Forced –use therapy نيز خوانده مي‌شود در طول دهه گذشته توجهات زيادي را به خود جلب كرده است.

AFO به طور معمول براي درمان dynamic equinus در بچه هاي Cp به كار مي‌رود. AFO مي تواند به طور قابل توجهي excursion مچ پا را كاهش دهد و دورسی فلکشن را در پا افزايش دهد. AFO همچنين مي‌تواند انتقال Sit-to-Stand را در بچه‌هايي كه مرحله Stand در آنها به علت equinus آسيب ديده بهبود ببخشد. Bjornson بيان كرده است كه AFO موثرترين راه در بچه‌هاي  CP کم سن وسال مي‌باشد.

بيمار يا مراقب ممكن است انتظار داشته باشد كه هر مداليته‌ي جديدي را مثل توكسين بوتولونيوم ،intrathecal baclofen يا ريزوتومي را به جاي يك برنامه PT فردي استفاده كند. تجربه نشان داده است كه بيماراني كه درمانشان را با يك برنامه تقويتي و استرچينگ ادامه نمي‌دهند، پتانسيل فوايد مداخلات را نمي‌فهمند.

 

 

Oral Medication

داروهاي ضد اسپاستيستي دهاني مزيت‌هايي دارند اما مضرات آنها در اثرات سيستميك و عوارض جانبي آنها است. بنابراين آنها مناسب‌ترين روش براي بچه هايي كه فقط يك كاهش تون خفيف را نياز دارند يا بچه‌هايي كه در آنها اسپاسم در همه جاي بدن منتشر شده مناسب مي‌باشد.

Boclofen

باکلوفن يك آگونيست GABA-B مي‌باشد و باکلوفن اغلب داروي انتخابي براي اسپاستيستي ناشي از نخاع در بزرگسالان است. باکلوفن ممكن است در بچه‌هاي بيمار مفيد باشد اگرچه تحقيقات اندكي درمورد استفاده‌ي اين دارو در كودكان انجام شده است. Milla در يك double-blind crossover trial نشان داد كه بالكوفن به طور قابل توجهي اسپاستيستي را بهتر از داروي مسكن (placebo) كاهش مي‌دهد و هر دو حركت اکتیو و پسيو را بهبود مي‌بخشد.

Tizanidine

تيزانيدين يك آگونيست alpha-2 نوررودنرژيك است كه مشخص شده است رفلكس‌هاي كششي تونيك را كاهش مي‌دهد و مهار پيش‌ سيناپسي را نيز در حيوانات تقويت كند. در يك مطالعه بر روي 30 كودك داي پلژي ثابت شد كه تيزانيدين در دوز mg6 توانايي حركتي را بهبود مي‌بخشد.

 

Diazepam

ديازپام يك بنزوديازپين مي‌باشد كه عملكرد postsynaptic  نوروترنسميتر گابا را  تسهيل مي‌كند. يك سري از مطالعات در سال 1960 توانايي ديازپام را در كاهش اسپاستيستي بچه هاي cp نشان داد. اخيرا Mathrew توانايي اين دارو را در كاهش بيش فعالي عضله در مقايسه با placebo در يك مطالعه تصادفي از 180 كودك نشان داد. ديازپام همچنين با Dantrolene sodium   استفاده شده است. در يك آزمايش كوچك، دو ماده ديازپام و Dantrolense Sodium به مقدار مساوي موثر بودند و تركيب كردنشان با هم بيش از وقتي كه هر كدام تنها باشند موثر واقع شد. دور روزانه ي ديازپام معمولاً mg/kg 12/0 است.

Dantrolene Sodium

برخلاف ديگر  داروهاي آنتي اسپاستيستي دهاني، دانترولن سريع در سطح عضله كار مي‌كند، كلسيم رها شده از ساكپروپلاسما رتيناكولوم را مهار مي‌كند و باعث ضعف در عضله مي‌شود. در مطالعات double blind crossover ، نشان داد شد كه دانترولن سديم اسپاستيستي را كاهش مي‌دهد. دانترولن‌سديم علي‌رغم نقش محيطي‌اش و تسكين دهندگي‌اش يك ضعف عمومي و كلي را ايجاد مي‌كند. بعلاوه اين دارو پتانسيل hepatotoxicity را در تقريباً 1% بيماران دارد.

به طور كلي ، عوارض جانبي شناختی وتسكين‌‌دهندگي داروهاي دهاني اغلب هر بهبودي را در اسپاستيستي تحت الشعاع قرار مي‌دهد و بيمار را با بدست آمدن حداقل فانكشن رها مي‌كند. بنابراين انواع ديگر درمان اغلب يك نقش مهم‌تري را در كنترل تون در بچه CP بازي مي‌كنند . داروهاي دهاني مي‌توانند در بچه‌هاي تشنجي، اختلال خواب يا شرايط ديگري كه در آن اثرات ديگر اين داروها علاوه بر اثرات آنتي اسپاستيستي مفيد هستند، موثر واقع شوند.

Alcohol , phenol, Botulinum Toxin

Chemodenervation ( كه همچنين neurolusis يا blockade neuromuscular نيز ناميده مي‌شود) به استفاده از يك درمان تزريقي به منظور پيشگيري كردن از اتصال عصب – عضله گفته مي‌شود.

دو استراتژي در حال حاضر استفاده مي شوند: تزريق محیطي فنول يا اتيل الكل به عصب و تزريق داخل عضلاني botulinum toxin (BONT) .

هر سه ماده براي اسپاستيستي موضعي يا براي مورد هدف قرار دادن مشكلات خاص عضله در اسپاستيستي‌هاي‌ منتشر یافته مفيد هستند.

هر دوي الكل و فنول در بچه‌هاي Cp استفاده مي شوند اگرچه هيچ كدامشان به طور قوي تست نشده اند.

عصب موردنظر توسط تحريكات الكتريكي شناسايي مي‌شود، این روشی كه ممكن است خيلي ضعيف توسط بچه‌ها تحمل شود بنابراين بي‌حسي لازم است. ماده شيميايي به اطراف عصب تزريق مي‌شود در جايي كه آن denervation را بوسيله‌ي تحليل بردن آكسون ايجاد مي‌كند. اين اثر پايدار نيست و innervation دوباره طي ماه‌ها يا سال‌هاي بعد اتفاق مي‌افتد. مطالعات فوايد الكل و فنول را در اسپاستيستي بچه‌هاي Cp نشان داده است. گسترده‌ي فوايد اين مواد از چند هفته تا دو سال يا حتي بيشتر مي‌باشد. عوارض جانبي اين مواد شامل يك خطر بالايي از درد يا پارستزي در هنگام مورد هدف قرار دادن عصب موردنظر مي باشد.

بوتولونيم توكسين

اين ماده يك exotoxin است كه بوسيله‌ي كلستروديم بوتولونيم توليد مي‌شود و ارگانيسمي است كه مسئول کزاز (tetanus) مي باشد.

7 تا سروتايپ (Serotyp) توكسين وجود دارد،  A تا G كه همه فرايند فيوژن شدن وزيكول سيناسی را در محل اتصال عصب به عضله مورد هدف قرار مي‌دهند دو سروتايپ A و  B از لحاظ تجاري قابل دسترس تر مي‌باشند.

بيشتر تحقيقات در Cp با BONT-A انجام شده است اگرچه شمار اندكي از مطالعات نيز به اثربخشي BONT-B در CP انجام شده است. 

BONT-B و BONT-A هر دو با هم به طور موفقيت‌آميزي با تزريق فنول تركيب مي‌شوند كه اين اثر باعث افزايش شمار عضلات درمان شده در سطح تزريق مي‌شود. BONT-B يك تمایلی به ايجاد عوارض جانبي اتونوميك نسبت به BONT-A دارد و از اين رو بايستي با احتياط استفاده شود.

اگرچه تحقيقات ابتدايي BONT-A عمدتاً بر روي نشان دادن كاهش اسپاستيستي تمركز داشت اما اخيراً بيش تر تمركز تحقيقات بر روي مزاياي فانكشنال اين تزريقات است. Fehling  نشان داد كه تزريق BONT-A به اندام فوقاني همراه با كاردرماني مؤثرتر از كاردرماني تنها بر روي كيفيت مهارت‌هاي اندام فوقاني است.

تزريقات همچنين مي‌تواند درد را تسكين دهد و نشان داده شده كه مي‌تواند معادل fix casting در بهبود Dynamic calf tiyhtness باشد اما براي ديگر بخش‌هاي بدن fix casting  در اولویت قرار مي‌گيرد.

هر دوي تزريقات و casting مي‌تواند با هم تركيب شود چون كه بعضي از مطالعات نشان داده كه تركيب اين دو  باعث ايجاد نتايج بهتر مي‌شود. گچ‌گيري معمولاً تا زمان اوج اثرات توكسين يعني 4-2 هفته بعد از تزريق به تأخير انداخته مي‌شود.

در بچه‌ها دوز ماكزيممي كه بايستي در نظر گرفته شود به وزن بچه، بالک عضله و ميزان اسپاستيستي بستگي دارد. بچه ها ممكن است در طول زمان تزريق به يك بي‌حس كننده يا مسكن نياز داشته باشند. EMG يا تحريكات الكتريكي بعضي وقت‌ها به منظور كمك به هدف گذاري عضلاتی كه به طور سخت شناسايي مي‌شوند، استفاده مي‌شود، اگرچه معاينات باليني براي تعيين عضله هدف در بعضي شرايط موثر است.

عوارض جانبي تزريقات معمولاً خفيف و گذرا هستند و شامل درد و گهگاه يك سندرم خفيفflulike و ضعف بيش از حد مي باشد.

Rhizotomy

(SDR) Selectic dorsal rhizotomy در اوايل سال 1980 در آمريكاي شمالي شناخته شد و از آن زمان به عنوان يك روش درماني براي كاهش اسپاستيستي متوسط تا شديد اندام تحتاني مورد استفاده قرار مي‌گيرد. در طول انجام اين كار، بيمار prone مي‌خوابد و dural sac در معرض ديد قرار مي‌‌گيرد تا اين كه ريشه‌هاي عصبي از L2 تا S2 قابل شناسايي باشد. ريشه‌چه‌هاي عصب فرد شناسايي شده و به طور جدا از يكديگر تحريك مي‌‌شود. اين ريشه‌چه‌هاي عصبي آوران كه فعاليت بيش از حد را نشان مي‌دهند و بوسيله‌ EMG و مشاهدات بينايي كنترل مي‌شوند، بريده مي‌شوند. به طور شاخص 50-25% ريشه‌چه‌ها بريده مي‌‌شوند.

Engsberg نشان داد كه اسپاستيستي ankle مي‌تواند تقريباً تا سطح نرمال بوسيله‌ي SDR كاهش يابد. در يك مطالعه‌ي Prospective ،Buckon نشان داد كه SDR و جراحي ارتوپدي هر يك به طور قابل توجهي در بهبود حركت بعد از مدتي طولاني اثرگذارهستند. كاهش در قدرت به دنبال SDR از قديم به عنوان يك نگراني مطرح بوده است. اگرچه مطالعات اخير فقدان عيني از قدرت را نشان نداده‌اند.

بهترين كانديداها براي SDR بچه هاي بين سن 8-4 سالگي و آنهايي كه اسپاستيستي بيشتر در پاهايشان نسبت به دست‌هايشان مي‌باشد و بچه‌هايي كه اسپاستيستي با موبيلتي تداخل ايجاد كرده است، مي باشد.

SDR بوسيله intensive PT به منظور دوباره به حركت درآوردن كودك و بهبود قدرت دنبال مي شود. با وجود بهترين مديريتي كه SDR مي‌تواند براي تون انجام دهد، بيش‌تر بچه‌هايي كه نياز بهSDR دارند، سرانجام  نياز به جراحي ارتوپدي نيز به منظور اصلاح دفورميتي‌هاي ناشي از اسپاستيستي دارند. با اين حال SDR مي توان شمار چنين جراحي‌هايي را كاهش دهد.

Intrathecal Baclofen

Intrathecal baclofen (ITB)  در فضاي Intrathecal بوسيله‌ي يك Catheter چسبيده به يك پمپ كاشته شده، قرار داده مي‌شود. به علت تماس مستقيم با CNS، دوز موردنياز كمتر از 1% دوز موردنياز از طريق دهان است، بنابراين عوارض جانبي مثل بي‌حالي (لتارژي) محدود مي‌شود.

نشان داده شده است كه ITB اسپاستيستي را در CP علاوه بر بهبود فانكشنال كاهش مي‌دهد.

ITB به طور شاخص براي بيماراني با اسپاستيستي اندام تحتاني استفاده شود اگرچه مطالعات نشان داده است كه همچنين نتايج خوبي بر روي اسپاستيستي اندام فوقاني دارد.

Orthopedic surgery

با وجود روش های درماني پزشكي و توانبخشي، كودكان CP سرانجام نياز به جراحي ارتوپدي به منظور اصلاح دفورميتي‌هاي ناشي از بيش فعالي عضله هستند.

دفورميتي اصلاح ناپذير مي‌تواند ايجاد درد كند، با تحرك تداخل ايجاد كند و منجر به Sublaxation شود. تخمين زده مي‌شود كه در رفتگي يا نيمه دررفتگي هيپ در بالاي 25% بچه‌هاي cp رخ مي‌دهد.

Equinovarus پا معمول ‌ترين دفورميتي ديده شده در كودكان cpاست كه نتيجه آن فلكشن مچ پا و turn-in foot همراه باtoe curling  است. درمان اغلب tendon lengthening است.

جراحي‌‌هاي ارتوپدي معمولاً بهترين روش هستند پس از اين که مرحله gait كامل شده باشد. معمولاً بين سن 10-6 سالگي.

نتيجه 

بيش‌فعالي عضله مي‌‌تواند يك عامل مهم از ناتواني عملكردي در بچه‌ cp باشد طرح درمان متمركز شده بر روي بهبود فانكشن، راحتي و مراقبت، كاهش درد و پيشگيري یا اصلاح دفورميتي است. Oral medication ، chemodenervation، rhizotomy، baclofen intrathecal و جراحي ارتوپدي میتوانند يك نقش مهمي را در درمان بازي كنند. در هر مرحله از برنامه درماني،  كاردرماني و فيزيوتراپي نقش مركزي را ايفا مي‌كنند.

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391ساعت 12:14  توسط روح الله تقی زاده   | 

تغذیه کودکان فلج مغزی (CP )

تغذیه کودکان فلج مغزی (CP )

در این مطلب سعی می کنیم به یکی از موضوعات مهم برای خانواده های کودکان فلج مغزی که ممکن است در روند توانبخشی مورد توجه آنان باشد پرداخته و انواع غذاهایی که برای کودک  فلج مغزی می تواند مفید باشد معرفی نماییم .

بدین سبب که کودکان فلج مغزی اغلب در کسب وزن مناسب با سن رشدی خود با مشکل روبرو هستند والدین و مراقبین آنها باید با راههایی برای پوشش رژیم غذایی فرزندانشان اشنا باشند.تا جایی که فرزند شما نیازمند جذب و مواد غذای را تحمل می کند از این مواد برای جذب کالری مناسب می بایست استفاده کرد:

1-     روغن ذرت یا کانولا، روغن مارگارین بر ​​روی نان ، سبزیجات، برنج ، ماکارونی ، غلات گرم

2-     پودر شیر کم چرب اضافه شده به شیر به طور منظم

3-     سبوس گندم

4-     کشمش

5-     فرنی با آرد برنج

6-      خمیر بادام زمینی

7-     شیرینی محتوی شیر و تخم مرغ

8-     تخم مرغ

9-     پنیر

10-  بستنی

پیشنهاد می شود در هنگام صبحانه از مایعات  مکمل غذایی که با مشورت با پزشک کودک قابل تهیه از داروخانه ها هستند استفاده کنید.

بسیاری از این کودکان اغلب با خوردن برخی از غذاهای خاص بدلیل اختلال در عمل جویدن و بلع  مشکل دارند . در این مورد شما میتوانید با گرفتن مشاوره مناسب از کاردرمان کودک یا پزشک خانوادگیتان با متخصصین گفتاردرمانی وتغذیه آشنا شده از راهنماییهای آنها استفاده کنید.

سعی کنید شما جدا از سلیقه ها و احساسات رشد کودک خود را در زمینه های گوناگون ارزیابی نمایید.مثلا برای بهبود عمل جویدن خوردن برگ زردآلو خشک و یا تکه های میوه در بین وعده های غذایی پیشنهاد می شود. شما باید غذاهایی با بافت های مختلف به فرزندتان بدهید.

مطمئن باشید که فرزندتان یک رژیم غذایی متعادل خوب خواهد داشت با پروتئین ها که در گوشت ، پنیر و یا بقالا و لوبیا موجود است و با کربوهیدراتهایی که در سیب زمینی ونان موجود است و با سبوس  و چربیهای کره وروغن ها و ویتامین ها و مواد معدنی موجود در میوه ها و سبزیجات و مقدار زیادی مایعات.

شما باید مقدار کالری که کودکتان برای گرفتن وزن نیاز دارد را با مشاوره یک متخصص تغذیه بدانید.و همین طور اگر براحتی وزن اضافه می کند شما باید مقدار کالری دریافتی او را تحت نظر بگیرید.

هدف در تکمیل رژیم غذایی با مکمل ها افزمودن کالری بدون افزایش هجم غذا است یا کاهش کالری است.

کالری های مکمل می توانند از پروتئین ، چربیها و کربوهیدراتهی خام کسب گردند.

گاهی اوقات کودکان فلج مغزی (cerebral palsy) کم وزن می توانند از میان وعده های بیشتری نسبت به سه وعده ی معمول در روز استفاده کنند.

این کودکان معمولا از مشکل یبوست رنج برده ومعمولا نسبت به سن خود هم کوتاه قد ترند وهم کم وزنند.

تا حدودی کمی وزن را می توان با تغییر بافت غذا که خوردنش برای کودک راحت تراست وجذب کالری از این طریق بهبود بخشید . مثلا ممکن است خوردن یک مایع غلیظ برای بسیاری از کودکان آسان تر از سایر بافت های غذایی باشد.

مصرف مایعات رقیق وضعیف ممکن است با یبوست کودکان فلج مغزی مرتبط باشد.افزایش دریافت مایعات معمولا نیازمند افزایش مهارت های نوشیدن است.

مراقبت از این کودکان با مشکلات خوردن ونوشیدنشان استرس واضطراب زیادی به والدین وارد می کند.

در بسیاری از موارد والدین وقت بسیار زیادی را برای خوراندن غذای کافی به این کودکان صرف می کنند

این موضوع معمولا 30-40 دقیقه طول می کشد که سبب خستگی کودک شده بطوری انرژی بیشتری نسبت به آنچه دریافت کرده اند مصرف می کنند.پس استراحت مابین وعده های غذایی و افزایش میان وعده ها میتواند مانع این خستگی گردد وهمان مقدار هجم وکالری غذا دریافت گردد.

 

برگرفته از سایت :www.caringforcerebralpalsy.com

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391ساعت 12:12  توسط روح الله تقی زاده   | 

اختلالات شایع بینایی در کودکان فلج مغزی و راهکارهای برای والدین

اختلالات شایع بینایی در کودکان فلج مغزی و راهکارهای  برای والدین

اختلالات بینایی در کودکان فلج مغزی بسیار شایع هستند که به صورت شماری از تظاهرات گوناگون شامل: دوربینی، نزدیک بینی، استرابیسم (انحراف کره ی چشم)، آمبیلوپی (دوبینی) و استیگماتیسم بروز می یابند. مطالب حاضر را برای آشنایی اجمالی با مشکلات (چشمی) و مداخلات درمانی آنها در کودکان فلج مغزی ملاحظه فرمائید.

نقایص بینایی کورتیکال گاهی مشکلی است که CP را همراهی می کند. بدین معنی که کودک به نظر می آید که ببینید یا خوب ببیند (به دلیل آسیب در کورتکس بینایی مغز) حتی با وجود اینکه چشم ها به ظاهر عملکرد صحیحی دارند. این شرایطی است که ممکن است تا دوران بزرگسالی باقی بماند اما در موارد متعددی ممکن است تا اندازه ای بهبود یابد. تحریک چشم ها با استفاده از نورها و رنگ های درخشان می تواند در افزایش پروسه بهبودی سودمندی قابل توجهی داشته باشد. مراقب باشید هنگامی که کودک هر فعالیتی انجام می دهد خانه به طور شفافی روشن باشد. مگر اینکه شما خود خواسته باشید که اشیاء درخشان از قبیل لامپ های رنگی و غیره را ایزوله و جدا کنید.

موارد آمده در زیر می تواند در خلق بعضی تحریکات خوشایند و مطلوب برای فرزندتان به شما کمک کند:

می توانید نوارهای براق بر روی حاشیه اشیاء بچسبانید و یا از برچسب های درخشان و پراکنده استفاده کنید و یا از دکمه های جیرجیر کننده برای ایجاد تحریک شنیداری در قالب بازی استفاده کنید.

از دکوراسیون های کریسمس و لامپ های براق آن در یک گوشه درست کنید و اجازه دهید کودک در آنجا بازی کند.

یک لامپ فرابنفش تهیه کنید و آنرا در جایی که بتوانید چراغ های دیگر را خاموش کنید آویزان کنید احتیاطاتی در این  زمینه وجود دارد که قرار گرفتن طولانی مدت در معرض نور فرابنفش می تواند مضر باشد (مثلا منجر به آب مروارید شود) بنابراین بسیار مراقب باشید که کودک را برای مدت زمان طولانی زیر نور آن قرار ندهید.

یک لامپ دیسکوی کوچک تهیه کنید و اجازه دهید با رنگ های متناوب آن سرگرم باشد.

اطمینان حاصل کنید که در بین اسباب بازی براق و درخشان وجود داشته باشد.

به واسطه مشکلات با تون عضلانی ما کودکان فلج مغزی در مقایسه با دیگر کودکان بیشتر احتمال ابتلا به مشکلات بینایی خاصی را دارند برای مثال: نیم از کودکان فلج مغزی عدم تعادل عضلانی چشم یا استرابیسم (لوچی) و عیوب انکساری (نزدیک بینی و دوربینی) را دارند. در واقع، استرابیسمی که در ماه های نخستین زندگی اتفاق می افتد. گاهی نشانه ای است که اولین هشدار را به پزشکان برای وجود فلج مغزی در فرد می دهد کودکان فلج مغزی همچنین بیشتر احتمال ابتلا به آمبیلوپی را دارند؛ وضعیتی که تحت عنوان «تنبلی چشم» شناخته می شود که در آن مغز بینایی را در یک چشم به دلیل مشکلاتی که در اثر استرابیسم ها یا آب مروارید (کاتاراکت) ها ایجاد شده، متوقف می کند. آمبیلویی با تشخیص زودهنگام در زندگی قابل اصلاح می باشد. تعداد کمی از کودکان در نتیجه آسیب مغزی در راه های بینایی (نابینایی کورتیکال) به طور کلی یا جزئی نابینا هستند و نوزادان نارس رتینوپاتی (بیماری های غیر التهابی شبکیه) که مربوط به نارس بودن است در معرض خطر هستند.

از میان چهار کودک فلج مغزی در حدود 3 نفر عیوب انکساری یا کاهش حدت بینایی دارند و اغلب آنها هایپروپیا (دوبینی) دارند. آنها اشیاء دور را به وضوح می بینند اما اشیاء نزدیک تار هستند کودکان فلج مغزی همچنین احتمال زیادی برای ابتلا به میوپی (نزدیک بینی) دارند ـ اشیاء نزدیک را می توانند ببینند اما اشیاء دور تار هستند. تعدادی از کودکان فلج مغزی استیگماتیسم یا تاری دید که در اثر انحنای غیر طبیعی قرنیه ایجاد می شود، دارند. نشانه های عیوب انکساری را شاید شما در کودک خود ببینید که شامل : لوچی، حالت دوبینی، نگه داشتن اشیاء نزدیک صورت، تصادم و برخورد با اشیاء و نقصان در هماهنگی در حرکات ظریف می باشد. همین طور کودک شما ممکن است از تاری دید و خستگی چشم شکایت داشته باشد.

عینک ها یا لنزهای می توانند بینایی کودکان مبتلا به فلج مغزی را که عیوب انکساری دید دارند بهبود بخشند در صورتی که کودک شما نوزاد است یا هنوز خیلی کوچک است شاید بتوان بدون لنزهای اصلاحی مداخله کرد برای مثال یک عیب انکساری متوسط که اشیاء دور را تار می کند ممکن است که مزاحمتی برای فعالیت های روزمره یک کودک نوپا نداشته باشد. تصمیم گیری در خصوص اینکه آیا در این موارد از عینک استفاده شود یا خیر اغلب به والدین و چشم پزشک بستگی دارد.

برگرفته از سایت :www.caringforcerebralpalsy.com

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391ساعت 12:11  توسط روح الله تقی زاده   | 

خانواده اوتیسم

نگاه کلّی
بزرگ کردن یک کودک اُتیستیک همراه با مشکلات فراوانی است و خانواده های این کودکان اغلب درگیر استرس های فراوانی هستند .مقدار شناخت از اُتیسم و آمادگی این خانواده ها برای مقابله با آن می تواند کمک بزرگی برای تمامی افراد خانواده ( والدین ، برادران و خواهران ، پدر بزرگ و مادر بزرگ و ... ) باشد . خصوصیات منحصر به فرد هر کودک اُتیستیک باعث شده است که هر خانواده تجربیات مخصوص به خود را داشته باشد و ممکن است تجربیات خانواده های دیگر مفید واقع نشوند . ما در اینجا می خواهیم به مطالبی اشاره کنیم که ممکن است به عنوان ایده های اولیه برای خانواده های کودکان اُتیستیک در رابطه با آمادگی و مبارزه با این مشکل، مفید باشند .
استرس در خانواده
استرس چیزی است که والدین همگی آنرا تجربه کرده اند . در طول روز استرس های فیزیکی را تجربه می کنیم که می توانند در اثر آماده کردن غذا ،حمام بردن بچه ها ، تکالیف خانه آنها و ... باشند . گاهی اوقات این استرسهای فیزیکی به وجود آمده میان والدین و کودکان می تواند باعث انجام نادرست کارها شود که خود می تواند علّت به وجود آمدن استرس های روانی گردد.این نکاتی را که ذکر کردیم برای تمامی خانواده ها صادق است و خانواده های کودکان اُتیستیک بعلاوه این مشکلات ، استرسهای خاص دیگری را نیز باید تحمل کنند .
تحقیقات نشان داده است که خانواده های کودکان اُتیستیک بیشتر از خانواده های کودکان عقب مانده ذهنی و سندرم داون استرس داشته و با آن درگیر هستند . علّت این امر میتواند شخصیت های خاص کودکان اُتیستیک باشد کودک اُتیستیک ممکن است حتی قادر نباشد که نیازهای اولیه زندگی خود را بیان کند . بیشتر اوقات والدین کودک باید حدس بزنند که کودک آنها چه می خواهد ، آیا او تشنه است ؟ آیا او گرسنه است ؟ آیا جائی از بدن او درد می کند ؟ آیا ... ؟. وقتی که والدین نتوانند خواست کودک خود را بفهمند در استرس فوق العاده ای قرار می گیرند و بسیار احساس درماندگی خواهند کرد . از طرف دیگر وقتی کودک نتواند خواست خود را بیان کند ممکن است رفتارهائی مانند خودآزاری و یا دیگرآزاری را در پیش بگیرد که این امر نیز خود باعث بیشتر شدن استرس و ناراحتی در اعضاء خانواده می شود . رفتارهای تکراری و مقاومتی کودک نیز از طرف والدین بسیار مهم و ناراحت کننده می باشند زیرا در قدرت یادگیری و پیشرفت او در مراحل درمانی اختلال ایجاد میکنند . ناتوانائی های کودک در زمینه مهارتهای اجتماعی مانند ناتوانی در بازی ها نیز در خانواده باعث استرس می شود . بسیاری از کودکان اُتیستیک در خوابیدن و غذا خوردن مشکلاتی دارند . خواب نامناسب و بی موقع و همچنین بد غذائی و محدودیت نوع غذا در این کودکان علاوه بر ایجاد مشکلات جدّی باعث خستگی جسمی و استرسهای روانی بیشتر والدین می شود . به هر حال در خانواده های کودکان اُتیستیک همیشه این گونه مبارزات وجود دارند . عدم تحمل کودک در نشستن بر روی صندلی برای مدت طولانی باعث می شود که خانواده نتواند دور هم غذا را صرف کنند . اختلالات خواب در این کودکان باعث می شود که والدین ( و گاهاً دیگران به علت داد و فریاد کودک ) نتوانند خواب مناسب داشته باشند . اختلالات رفتاری و عدم فرمانبرداری باعث می شود که خانواده نتواند مانند سایرین در مراسم ها و میهمانی های فامیل شرکت کند . مثلا ممکن است مادر مجبور شود در خانه بماند تا پدر به همراه بقیه خانواده در مراسمی شرکت کند به این ترتیب خانواده به صورت درست فعالیّت های خود را نمی تواند انجام دهد .
از دیگر مشکلات مهم خانواده های کودکان اُتیستیک حضور در اجتماعات و بیرون از منزل است . خیره شدن مردم به کودک ، اظهار نظر های طعنه دار ، سرزنش والدین ، عدم درک شرایط والدین همگی باعث ناراحتی و افزایش استرس در والدین می شود که پرهیز از حضور در اجتماعات از طرف والدین یکی از عواقب آن است .مثلا ممکن است کودک اُتیستیک بدون توجه به چیزی غذای کسی را از بشقاب او با دست بردارد . همین تجربه کافیست که والدین از رفتن به میهمانی ها هراس پیدا کرده و به بهانه های مختلف از این کار سر باز زنند .همین کناره گیری ها و فرار از دیگران باعث می شود که تعطیلی ها به روز های غم انگیز تبدیل شوند زیرا خانواده نمی تواند با سایرین ارتباط داشته و از بودن با دیگران و از حضور در تفریحگاه ها لذت ببرد . به این ترتیب به تدریج والدین از دوستان و اقوام خود کناره گیری می کنند و تنها می شوند .این مسئله باعث ناراحتی های بیشتر و افزایش استرس در خانواده خواهد شد .
از دیگر نگرانی های والدین این کودکان آینده آنها می باشد . آنها می دانند که هیچ کس مانند آنها از کودک مراقبت نخواهد کرد .آنها با تمام وجود سعی می کنند که کودک احساس راحتی کرده و کمتر ناراحتی داشته باشد . والدین نگران این هستند که آیا بعد از آنها نیز کودکشان در راحتی و آسایش خواهد بود ؟
مسئله مالی از دیگر مشکلات خانواده های کودکان اُتیستیک می باشد . داشتن یک کودک اُتیستیک در خانواده یعنی صرف پول زیاد برای آزمایشات ، جلسات تشخیص ، اجرای برنامه درمانی در خانه ، و روشهای درمانی و داروئی دیگر . از آنجائیکه در بسیاری از موارد یکی از والدین مجبور هستند که همیشه با کودک باشند و در برنامه آموزشی شرکت داشته باشند ، به ناچار فقط یکی از والدین می تواند کار کند و دیگری باید از کار کردن چشم بپوشد که این به معنای نصف شدن درآمد خانواده نیز می باشد.
والدین کودک اُتیستیک همیشه یک غم بزرگ را در خود احساس می کنند و آن محروم شدن از کودک سالمی است که دوست داشتند داشته باشند . همچنین آنها همیشه در حسرت شرایط خوب خانوادگی هستند که انتظار داشتند در خانه آنها وجود داشته باشد . این احساس ها و غصه ها خود باعث افزایش ناراحتی ها و استرسهای این خانواد ها می باشد .
در این خانواده ها برادران و خواهران این کودکان نیز در معرض انواع استرس ها و دلواپسی ها می باشند . خجالت کشیدن از دوستان خود در مورد برادر و یا خواهر ناتوان خود ، حسادت در مورد پرداختن بیش از حد والدین به برادر و یا خواهر اُتیستیک خود ، ناتوانی برادر و یا خواهر اُتیستیک در بازی با او ، مورد خشونت قرار گرفتن از طرف برادر و یا خواهر اُتیستیک ، نگرانی در مورد آینده او ، و ... همگی می توانند باعث بروز استرس و نگرانی هائی در آنها شوند .ما می دانیم که والدین یک کودک اُتیستیک در شرایط سختی به سر می برند و درک موقعیّت و احساس آنها مشکل است ولی به هر حال برای کمک به کودک و خانواده باید سختی ها راتحمل کرده و روش درست و برنامه ریزی شده ای را طی کرد تا هر چه زودتر از این مشکلات کاسته شده و کودک نیز درمان شود . در اینجا چند پیشنهاد برای کم کردن استرس در این خانواده ها مطرح می شود .
ما پیشنهاد می کنیم اعضاء خانواده به خصوص والدین زمانی را نیز برای خود و کارهائی که دوست دارند اختصاص بدهند . در جواب این پیشنهاد والدین اغلب اظهار می دارند که آنها وقتی برایشان باقی نمانده است .ولی باید به خاطر داشته باشید که حتی چند دقیقه در روز نیز می تواند بسیار مؤثر باشد . برخی والدین حتی با صرف چند دقیقه برای مالیدن کرم به دستهایشان ، پختن غذای مورد علاقه خود ، و یا گوش کردن به موسیقی مورد علاقه خود این فرصت را برای تمدد اعصاب ایجاد می کنند .شاید تعجب کنید اگر بشنوید که حتی والدین نیز مانند کودکان اُتیستیک برای کارهائی که انجام می دهند باید مشوق دریافت کنند تا بتوانند بهتر کارها را ادامه دهند . علاوه بر تشویق خود ، اعضاء خانواده باید همدیگر را نیز تشویق کنند . زن و شوهر نیز باید کارهای یکدیگر را تشویق کنند و مایه امیدواری دیگری در ادامه این راه مشکل باشند و نیز به خاطر داشته باشید که برادران و خواهران کودک را نیز برای کمک به برادر و یا خواهر اُتیستیک خود تشویق کرده و آنها را به ادامه این کار ترغیب کنید . زن و شوهر نیز باید وقتی را برای تنها بودن با هم قرار بدهند تا از استرس و خستگی خود بکاهند . البته کیفیّت این وقت از مدت آن مهمتر است . این وقت می تواند وقتی که کودکان در خوابند و یا وقتی که آنها در کلاس درس و برنامه درمانی هستند فراهم شود .
از راه های دیگر کم کردن استرس و نگرانی می توان به این موارد اشاره کرد : دعا و نماز ، تمرینات ورزشی ، تمرینات آرامشی و تنفس عمیق ، نوشتن مطالب برای یک روزنامه ، برنامه ریزی برای انجام کارهای معوقه در طول روز ، پرداختن به امور هنری ، قدم زدن ، دیدار با دوستان و ...

مسائل امنیّتی در خانه
بسیاری از والدین و مراقبین کودک امنیّت محیط خانه را برای کودکان اُتیستیک مهم می دانند .گذاشتن در های امنیتی در ورودی پلّه ها و در های خروجی ، قرار دادن محافظ بر روی پریز های برق ، و گذاشتن قفل های اضافی بر روی کابینت ها میتواند از جمله مسائل امنیتی باشد . این مسائل امنیتی برای تمامی والدین در سالهای اول زندگی کودک وجود دارد ولی والدین کودکان اُتیستیک ممکن است این موارد را برای مدّت زمان بیشتری احتیاج داشته باشند .رفتار های کودک اُتیستیک می تواند باعث بروز حوادثی برای او شوند مثلا بالا و پائین پریدن های فراوان ، عقب و جلو کردن خود ، پاره کردن اشیاء ، انداختن اشیاء بر روی زمین ، کوبیدن وسائل به اطراف ، روشن و خاموش کردن وسائل برقی ، قرار دادن اشیاء در وسائل خانگی ، و ... همگی می توانند در صورت بی توجهی باعث بروز حوادثی شوند . فقط کافی است به بازی بچه ها با کبریت اشاره کنیم که چقدر می تواند خطرناک باشد . بنابر این هم رعایت موارد ایمنی در خانه و هم سعی در آموزش کودک در باره این موارد ضروری می باشند . ما در اینجا پیشنهادهائی برای بیشتر کردن امنیت خانه کودکان اُتیستیک به شما ارائه می دهیم .باید به خاطر داشته باشید که خانه نیز می تواند کلاس درسی برای کودک باشد . والدین می توانند با قرار دادن قفل های اضافی ، وسائل هشدار دهنده و استفاده از علائم و تصاویر محیط خانه را برای امنیت بیشتر و آموزش به کودک مهیا کنند . بهتر است اول از مکان هائی که کودک در آنها بیشتر وقت خود را می گذراند و اتاق های مخصوص او شروع کنید . مثلا اگر کودک دوست دارد که شیر آب گرم را در حمام باز کند بهتر است از حمام شروع کنید و یا اگر کودک اغلب از خانه به بیرون می رود تمهیداتی را در مورد در ورودی خانه باید بیاندیشید . مبلمان و وسائل خانه را به نحوی بچینید که برای کودک فرصتهای آموزشی را فراهم کنند و همینطور خطری برای کودک نداشته باشند . مثلا اگر کودک برنامه آموزش نشستن را دارد باید صندلی برای نشستن در اختیار کودک باشد . وسائل و مبلمانی را که کودک می تواند از آنها بالا رفته و به قفسه ها و وسائل دیگر دسترسی پیدا کند ، به مکانی دیگر انتقال دهید . اگر کودک اشیاء را به دهان خود می گذارد بهتر است که سطح زمین و مبلمان را تمیز نگاه دارید و اشیاء ریزی را که کودک به راحتی به آنها دسترسی دارد به مکان های دور از دسترس او انتقال دهید . برای پلّه ها و محل هائی که خطر سقوط دارند موانع و در هائی قرار دهید تا این خطرات را از بین ببرید . برای در خروجی منزل و مکان هائی که کودک نباید وارد آنها شود قفل هائی قرار دهید تا هنگامی که کودک تنها می باشد نتواند وارد آنها شود . برخی از والدین برای ممانعت از خروج کودک از اتاق خود در نیمه های شب ، برای در اتاق کودک قفل های مخصوص قرار می دهند . فراموش نکنید که قفل طوری نباشد که بر حسب اتفاق کودک شما را در اتاق زندانی کند و همچنین قفل باید طوری باشد که به سرعت و به راحتی باز شود .برای کابینت ها و کشوهائی که وسائل تیز و برنده و یا دارو در آنها نگاه داری می شوند حتماً قفل های مناسب تهیه کنید تا کودک نتواند آنها را باز کند . اگر کودک عادت به آویزان شدن از پنجره را دارد ، وسائلی را که کودک برای رسیدن به پنجره از آنها بالا می رود ، به جای دیگر انتقال دهید و برای پنجره ها نیز محافظ قرار دهید . برای پریز های برق درپوش تهیه کنید . برای اتاقهائی که وسائل برقی مانند ماشین لباسشوئی ، تلویزیون ، اتاق کار و ... وجود دارند تمهیداتی بیاندیشید تا کودک نتواند آنها را راه اندازی کند . سیمها و کابل های برق را دور از دسترس کودک نصب کنید تا کودک نتواند با آنها بازی کند . پودر های رختشوئی ، سوخت ها ، موادشوینده ، مواد ضد عفونی کننده و کلا مواد شیمیائی می توانند حادثه آفرین باشند آنها را دور از دسترس کودک قرار دهید . قرصهای رنگی وجود دارند که بسیار شبیه بعضی از شکلاتها هستند بسیار مراقب باشید تا در دسترس کودک قرار نگیرند . وسائلی که احتمال افتادن آنها می رود را محکم کنید و از قرار دادن دکور های شیشه ای و فلزی در مکان هائی که در دسترس کودک می باشد خودداری کنید . بهتر است در خانه از قیچی هائی که نوک مدوّر دارند استفاده شود و محل چاقو ها و وسائل تیز را دور از دسترس کودک انتخاب کنید

 

خواهران و برادران کودک اُتیستیک
بزرگ کردن کودک اُتیستیک برای والدین و همچنین برای خانواده مسائلی را به همراه خواهد داشت . از اولین مسائل و مشکلات مهم کمبود وقت والدین در رسیدن به خواسته های همگی افراد خانواده است . درگیری با مسائل کودک اُتیستیک تقریباً تمامی وقت و انرژی والدین را صرف خود می کند و وقت کمی را برای مسائل دیگر افراد خانواده باقی می گذارد . بسیاری از والدین اعتراف می کنند که وقت کافی برای پرداختن به دیگر اعضاء خانواده را ندارند . بسیاری از والدین خود ، زندگی خود ، و آرزوهای خود را فدای کمک به کودک اُتیستیک خود می کنند و در زندگی آنها پرداختن به خود دیگر معنائی ندارد ولی این امر نباید باعث این شود که پرداختن به سایر اعضاء خانواده فراموش شود . بایستی شرایطی فراهم شود که در کنار پرداختن به امور دیگر فرزندان ، به آنها تفهیم شود که برادر و یا خواهر اُتیستیک آنها دارای مشکل مهمی است که همگی باید برای کمک به او تلاش کنند و به آنها آموزش داده شود که در این امر کمک والدین باشند و آنها را درک کنند . تحقیقات و تجارب نشان داده است که بسیاری از این خواهران و برادران توانسته اند به خوبی با این مشکلات کنار بیایند و در برنامه درمانی کودک کمک مهمی باشند . بهتر است والدین به سایر اعضاء خانواده اُتیسم و عوارض آنرا توضیح دهند تا رفتارهای کودک بیمار را بهتر شناخته و با آن کنار بیایند . بهتر است هر چند وقت یکبار جلساتی در خانواده تشکیل شود و موضوع اُتیسم و کارهائی را که قصد انجام آنرا دارید برای سایر اعضاء توضیح دهید تا آنها نیز در جریان امور باشند . البته باید سعی شود توضیحات و مسائل مطرح شده متناسب با سن آنها بیان شوند تا آنها بهتر مشکل را درک کنند . در رابطه با خصوصیات کودک اُتیستیک باید با دیگر افراد خانواده به خوبی صحبت شود زیرا مثلا وقتی که یک کودک سالم برای بازی با یک کودک اُتیستیک به طرف او می رود ممکن است در ابتدا کودک بیمار به کودک سالم پشت بکند. در اینجا باید به کودک سالم فهماند که این کار کودک بیمار از روی عمد و قصد نیست و او باید سعی کند تا با کودک بیمار ارتباط برقرار کرده و توجه او را به خود جلب کند . دستور العمل هائی وجود دارند که با آموزش آنها به برادران و خواهران سالم می توانند با برادر و یا خواهر اُتیستیک خود ارتباط برقرار کرده و بازی کنند . از جمله این آموزشها می توان به نکات زیر اشاره کرد : جلب توجه کودک بیمار ، دادن دستور های ساده ، و دادن مشوق و تشویق برای رفتار و بازی درست .
شما باید حتماً در طول هفته وقت مشخصی را برای کودکان غیر اُتیستیک خود کنار بگذارید تا آنها نیز بتوانند تفریح کرده و از وقت خود لذت ببرند .

مسائل مربوط به خویشاوندان دور

لازم نیست که تمام اقوام دور شما در مورد وجود اُتیسم درخانواده شما اطلاع داشته باشند.اگر این خویشاوندان تماس زیادی با خانواده شما ندارند، یا فکر می کنید که نمی توانند شرایط را درک کنند یا حمایتتان کنند؛ در کلّ نگفتن موضوع به آنها بهتر است.

اقوام دور شما به اندازه ای مفید فایده خواهند بود که بتوانند تشخیص اُتیسم را درک کنند و آن را بپذیرند. از خویشاوندان خود بخواهید که به نیازهای شخصی کودک شما حساس باشند.به عنوان نمونه، ممکن است کودک نخواهد هر چیزی را که در بشقابش می گذارند بخورد، یا نیاز داشته باشد که بعد از همراهی با جمع، وقتش را تنها بگذراند.اقوام نباید او را به خاطر انجام این کار مورد انتقاد قرار دهند یا مسخره کنند.مقررات خود را برای اقوامتان واضحا" روشن کنید، حتا اگر خویشاوندان با آنها موافق نباشند. شما نباید سلامتی کودکتان را فدای بقیه اقوامتان بکنید.

منابع استرس

خویشاوندانی که به کودک شما نزدیک هستند نیز ممکن است استرس هایی مشابه والدین و خواهر و برادرها داشته باشند. به عنوان مثال، پدربزرگ یا مادر بزرگ ( مثل پدر و مادر ) ممکنست به علت نداشتن نوه معمولی ای که آرزویش را داشتند دچار اندوه شوند. علاوه بر این، پدر و مادربزرگ اغلب نگران استرس و شرایط سختی هستند که فرزندانشان می گذرانند. بسیاری از اقوام می خواهند به شما و فرزندتان کمک کنند، ولی اغلب با دو مانع روبرو می شوند.اول این که اغلب آنها در خصوص نحوه کنترل رفتارها، که دربرخورد با رفتارهای حمله ای لازم است، آموزشی ندیده اند.ایشان گاهی اوقات با تجربه ای که دارند توصیه هایی را ارائه می کنند، ولی این توصیه ها معمولا"برای مبتلایان به اُتیسم مفید نیستند.وقتی که والدین می بینند اقوامشان شرایط آنهارا درک نمی کنند، کلافه می شوند. دوم این که بسیاری از اقوام از نظر جسمی(فیزیکی ) قادر به کنار آمدن با افرادمبتلا به اُتیسم نیستند؛ خصوصا" اگر کودک مبتلا را زیاد ندیده باشند، فقط می خواهند با او بازی کنند و در نتیجه او را به هم می ریزند. متأسفانه گاهی اوقات به نظر می رسد که تشخیص یک اختلال طیف اُتیسم، این خواسته ها را پیش می کشد. در حقیقت از طریق درک کردن، تجربه اندوختن و پذیرفتن، خیلی ها یاد می گیرند که چگونه با کودک مبتلا ارتباط برقرار کنند، تفاوتهای او را درک کنند، نقاط  قوت او و استعدادهای او را گرامی بدارند، و به شرایط منحصر به فردی که از بابت داشتن یک فرزند اُتیسمی دچار آن هستند بصیرت پیدا می کنند و درمی یابند که عشق ورزیدن به کودک اُتیسمی یا به هم ریختن او مثل هر کودک دیگری در خانواده آسان است.

موضوعات مربوط به خواهران و برادران کودکان اتیسم

داشتن یک کودک مبتلا به اُتیسم الزامات غیر معمولی را برای والدین به صورت فردی ودر کل برای خانواده ایجاد می کند.اولین این الزامات، نداشتن وقت کافی در طول شبانه روز برای انجام دادن تمام آنچه که هر کدام از اعضای خانواده می خواهد است.مدت زمانی که برای رفع نیازهای یک فرد اُتیسمی لازم است، باعث می شود که والدین وقت ناچیزی را برای سایرکودکانشان داشته باشند. بسیاری از والدین می گویند که هر چه بیشتر برای کودک مبتلا به اُتیسم خود تلاش می کنند، همیشه باید با این مسئله درگیر باشند که چه طور باید به احتیاجات خانواده خود پاسخ بدهند.ایشان می گویند گر چه زندگی خودشان به عنوان یک شخص ادامه دارد و یک زوج به این نتیجه می رسند که باید برای کودک مبتلا به اُتیسمشان از خود گذشتگی نشان دهند، تعداد اندکی از والدین تمایل دارند که نیازهای کودک مبتلا به اُتیسم را مشابه دیگرکودکانشان برآورده سازند. در نتیجه، یک تنش مداوم بین نیازهای کودک مبتلا به اُتیسم وکودکان دیگر وجود دارد. در این بخش به والدین پیشنهادهایی در خصوص راههای کمک به دیگرکودکان خانواده ارائه می شود، تا بتوانند به نحو مؤدبانه و مؤثر، با تجربه داشتن یک برادر یا خواهر مبتلا به اُتیسم سازش پیدا کنند.تحقیقات نشان داده اند که اکثر خواهرها و برادران کودکان مبتلا به اُتیسم به خوبی با تجربیات خود کنار می آیند؛ ولی این مطلب به این معنی نیست که آنهادر آموختن این که چگونه با کودکی که اُتیسم دارد کنار بیایند دچار مشکل نمی شوند. الزامات خاصی در مورد همشیره ها ( خواهر و برادرها ) هم وجود دارد؛ ویاد گرفتن این که چگونه  می توان نیازهای همشیره ها را برطرف نمود،کودکی آنها را راحت تر می کند و مهارتهایی را به آنها می آموزد که آنها رابه افراد بالغ تواناتر و انعطاف پذیرتری تبدیل می کند. مهم ترین آموزگاراناین مهارت های سازشی، مادر و پدر کودک هستند.جایزه هایی که شما درکودکی به نوباوگان خود می دهید، بلافاصله بر آنها تأثیر می گذارد و این اثردر تمام طول سالهای آینده ادامه پیدا می کند.

 

  

 

منابع استرس برای خواهر و برادرها

منابعی از استرس به صورت بالقوه برای همشیره ها وجود دارد. همه همشیرهها این مسائل را تجربه نمی کنند، ولی باید از موارد زیر آگاه باشید:

* خجالت کشیدن در میان هم سن و سالان

* حسادت در خصوص مقدار وقتی که والدین با خواهر / برادر او می گذرانند

* احساس درماندگی از این که نمی توانند پاسخی از خواهر / برادر خود دریافت کنند یا با او بازی کنند

* مورد هدف رفتارهای تهاجمی قرار گرفتن

* تلاش کردن در جهت مخفی کردن نقایص خواهر / برادر خود

* نگرانی در خصوص استرس و غم و غصه والدین

* نگرانی در مورد نقش آینده خود در ارائه مراقبت به کودک مبتلا

بسیاری از پیشنهادهایی که در این مطلب ارائه می شوند نکاتی هستند کهوالدین می توانند در خانواده ها انجام دهند تا به فرزند خود کمک کنند که بفهمد اُیسم در کل چه جیزی است، تا فعل و انفعالات خود را در بین کودکان درخانواده بهتر کند، وتا این که اطمینان پیدا کند که خواهر و برادرهای او با این احساس بزرگ می شوند که از عشق و توجهی که همه ما به آن نیاز داریم بهره مند می شوند

 توضیح دادن اُتیسم برای فرزندان 

حس مشترکی به همه ما می گوید  کودکان نیاز دارند بفهمند که اُتیسم در کل چیست، و تحقیقات انجام شده نیز از این ایده حمایت می کنند. مسئله مهم این است که کودکان شما در مورد اُتیسم  اطلاع پیدا کنند، واین که اطلاعاتی که شما به آنها می دهید برای سن وسالشان مناسب باشد.

فرزندان از همان ابتدای کودکی نیازبه توضیحاتی دارند که به آنها کمک کند تارفتارهایی که باعث نگرانی شان می شود را درک کنند.برای کودکان در سنین پیش از مدرسه می شود با جمله ای به این سادگی این کار را انجام داد: «برادرت نمی داند چه طور حرف بزند » ،در حالی که برای نوجوانان ممکن است لازم باشد در مورد ژنتیک احتمالی اُتیسم صحبت شود.باید یادآوری شود  نکته کلیدی این است  که اطلاعاتی را که به کودک خودمی دهید بر حسب سن و درک او تنظیم کنید. به عنوان مثال، کودکان کم سن وسال بیشتر نگران رفتارهای غیر معمولی هستند که آنها را می ترساند یا گیجمی کند. یک کودک بزرگ تر نگرانی هایی دارد که ماهیت بین فردی بیشتری دارند، مثل این که چه طور اُتیسم را برای دوستان خود توضیح دهد.در موردنوجوانان، نگرانی ها به این سمت سوق داده می شوند که نیازهای همشیره مبتلا به اُتیسم آنها چقدر متنوع وزیاد است، و نقش آنها در مراقبت از او درآینده چیست.هر سنی الزامات خود را دارد و وظیفه شما این است که با دقت به ناراحتی های  کودک خود که به طور ناگهانی بیان می کند گوش بدهید.یک کلید دیگر موفقیت این است که به یاد داشته باشید در حین بزرگ شدن فرزندانتان باید دوباره و دوباره با آنها در مورد اُتیسم صحبت کنید. کودکان کم سن وسال گاهی اصطلاحاتی را به کار می برند که از ما شنیده اند، ولی تا زمانی که بزرگتر نشوند معنای آنها را نمی فهمند. هرگز توسط واژه هایی که یک کودک کم سن وسال به کار می برد، مثل «اُتیسم» یا «مجازات » گمراه نشوید؛ این عبارت ها برای آن طفل معنای واقعی خود را ندارند. همان طورکه از شما انتظار نمی رود برای فرزند خود تفاوت های جسمی واضح بین دخترها و پسرها توضیح دهید و یک آموزش جنسی کامل به آنها بدهید؛ به همین صورت، 5 تا 10 سال بعد شما باید با اصطلاحات بالغ تری برای او توضیح دهید که اُتیسم کلا" چه چیزی است.

کمک دادن به کودک در برقراری ارتباط

به خاطر ماهیتی که اُتیسم دارد، اغلب برای یک کودک کم سن و سال دشواراست که یک رابطه رضایت بخش را با خواهر یا برادر خود که دچار این اختلال است برقرار کند. به عنوان مثال، تلاش های کودک شما برای بازی کردن با خواهر/ برادرش احتمالا" با نادیده گرفتن او رد می شوند، به این خاطر که او مهارتهای لازم برای بازی کردن را ندارد بازی سر نمی گیرد،یا به این خاطر که ادا و اطوارهای او ترس آور هستند بازی به ناگهان قطع می شود.اگر ما بخواهیم با کسی دوست شویم و او موقع صحبت کردن پشتش را به ما بکند، یا حتا بدتر از آن عصبانی شود، چند نفر از ما باز هم به تلاش خود برای دوست شدن با او ادامه می دهیم؟ تعجبی ندارد که کودکان کم سن و سال در اثر واکنشهایی که با آنها مواجه می شوند ناامید شوند و به دنبال همبازی های دیگر بروند.

و امّا خبر خوش این است که می توان مهارتهای ساده ای را به کودکان کم سن و سال یاد داد که به آنها توانایی شرکت دادن برادر یا خواهرشان  در تعاملات شادمانه را بدهد.این مهارتها شامل چیزهایی هستند مثل اطمینان دادن به کودک از این بابت که برادر/ خواهرش به او توجه می کند؛ انجام توصیه های ساده؛

و تحسین کردن از بابت انجام دادن یک بازی خوب. در یک بررسی تحقیقاتی، فیلمهای ویدئویی که قبل و بعد از آموزش این مهارتها تهیه شده بودند، به نحو کاملا" محسوس نشان دادند که بعد از آموزش، کودکان با هم بیشتر بازی میکردند ونسبت به قبل از آموزش خوشحال تر به نظر می رسیدند.

اوقات ویژه

در عین حالی که اطمینان داریم کودک مبتلا به اُتیسم یک عضو کاملا" متحد با خانواده است، یادآوری این نکته اهمیت دارد که سایر کودکان خانواده هم نیاز دارندکه اوقاتشان ویژه باشد. خانواده ها اغلب از بابت اختصاص وقت جداگانه به طور منظم به کودکانی که اُتیسم ندارند دچار درماندگی می شوند. می توان این کار را یک روز عصر در هفته ، یا صبح های جمعه، یا حتا  چند دقیقه هر شب موقع خواب انجام داد. اگر کودک مبتلا به اُتیسم شما  در خانه اقامت دارد، یا دچار مشکلات شدید درمانی است، شما نه طاقت دارید و نه انرژی که به فرزند دیگر خود دقیقا" همان قدر توجه کنید.لازم نیست که همه چیز در دوران کودکی دقیقا" مشابه هم باشد.چیزی که اهمیت دارد، وجود فرصت برای کودک است تا نزد والدین خود احساس ویژه بودن داشته باشد و احساس کند که درمجموع جوّ یکسان بودن در خانه وجود دارد.

همه چیز در قالب خانواده نمی گنجد

فعالیت هایی وجود دارند که تمام اعضای خانواده باید در آن سهیم باشند، و بعضی اوقات قضیه اینطور نیست. در عین حالی که باید برای هر کودک اوقات برنامه ریزی شده منظمی اختصاص داده شود، به یاد داشتن این نکته نیز اهمیت دارد که وقتی یک کودک در خانواده استحقاق بودن به عنوان کانون توجه همه را داشته باشد، بروز بعضی از اتفاقات امکان پذیر است.کودکان می گویند گاهی اوقات این که باید همه کار را برای خواهر یا برادر اُتیسمی خود انجام دهند، برای آنها ناتوان کننده است. در حقیقت، گاهی اوقات درست نیست اصرار کنید که کودک مبتلا به اُتیسم در  برنامه خاصی شرکت داده شود. به عنوان مثال، اگر کودک مبتلا به اُتیسم شما نمی تواند برای دیدن یک نمایش در مدرسه سر جایش بنشیند، بهتر است زمانی که کودک دیگر شما در حال اجرای نمایش است، او در خانه بماند.

استرس وارده بر خانواده های کودکان مبتلا به اُتیسم و راههای کاهش

استرس وارده بر خانواده های کودکان مبتلا به اُتیسم و راههای کاهش دادن آن توضیحات اولیه استرس چیزی است که هر پدر و مادری با آن کاملا" آشناست.استرس جسمی از بابت ایاب و ذهاب کودک، آماده کردن غذای او، استحمام و شست و شوی کودک، انجام کارهای خانه، خرید کردن، وامثال اینها وجود دارد. این استرسها با استرسهای روانی مثل کشمکشهای والدین با کودک، نداشتن وقت کافی برای انجام دادن کامل مسئولیتها، ونگرانی در مورد وضعیت سلامت کودک تشدید می شوند. منابع استرس برای والدین الف- کمبودها و رفتارهای اُتیسمی تحقیقات نشان داده اند که والدین کودکان مبتلا به اُتیسم نسبت به والدین کودکان کودکان دچار نقیصه های عقلانی و سندرم داون استرس بیشتری را تحمل می کنند. افراد مبتلا به اتیسم ممکنست نیازها ویا درخواست های ابتدایی خود را به شیوه ای که ما انتظار داریم بیان نکنند. بنابراین، والدین باید با روش حدس و گمان کار را پیش ببرند. آیا کودک به این خاطر گریه می کند که تشنه است، گرسنه است، یا مریض شده است؟ موقعی که والدین نمی توانند نیازهای کودک خود را تعیین کنند،هم والدین وهم کودک مستأصل می شوند.درماندگی کودک می تواند باعث بروز رفتارهای تهاجمی یا خودآزاری شود، که برای سلامتی خود او و سایر افراد خانواده ( مثل خواهر و برادرها ) تهدید کننده است. رفتارهای تکراری و وسواسی کودک والدین را نگران می کنند، زیرا عجیب و غریب هستند و با عملکرد و یادگیری کودک تداخل دارند. در صورتی که کودکی دچار نقص در مهارتهای اجتماعی باشد، مثل انجام ندادن بازی متناسب،این می تواند باعث زیادتر شدن استرس وارده بر خانواده شود. افرادی که دارای مهارتهای مناسب جهت آسودگی خاطر نباشند، اغلب نیاز به سازمان دادن مداوم وقت خود دارند، و این کاری است که حصول آن در محیط خانه مقدور نیست. درنهایت، بسیاری از خانواده ها با چالشهای اضافی خواباندن کودک در طول شب یا تهیه انواع بیشتری از غذاها درگیری پیدا می کنند. همه این مسائل و رفتارها از نظر جسمی برای خانواده ها مستأصل کننده اند و از نظر عاطفی تحلیل برنده هستند.برای خانواده کودکان روی طیف اتیسم،این می تواند یک چالش خاص باشد. به علت ناتوانی کودک در نشستن برای مدت طولانی، ممکنست برنامه ریزی برای وقت غذاها ناموفق شود.خواب دشوار می تواند باعث اختلا ل در اقدامات معمول هنگام خواب شود. رفتارهای ناسازگار می توانند باعث جلوگیری خانواده از همراهی با هم در رسیدگی به مسائل شوند.به عنوان مثال، موقعی که پدر خانواده سایر بچه ها را به سینما می برد، مادر خانواده ممکنست مجبور شود در خانه بماند. ناتوانی در انجام کارها به صورت همراه با هم در خانواده می تواند ارتباط زناشویی را تحت تأثیر قرار دهد. علاوه بر این، همسران معمولا" نمی توانند وقتشان را تنها بگذرانند، زیرا با تقاضاهای زیاده از حد به عنوان پدر یا مادر مواجه هستند و مستخدمان صلاحیت دار برای مراقبت از کودک در غیاب آنها وجود ندارد. ب-واکنشهای جامعه و احساس انزوا بیرون آوردن یک کودک مبتلا به اُتیسم از خانه و وارد کردن او به جامعه می تواند منبعی از استرس برای والدین باشد.افراد جامعه ممکنست شروع به اظهار نظر کنند یا نتوانند هر گونه رویداد ناخوشایند یا رفتار نامناسبی را که بروز می کند درک کنند.در نتیجه این تجربیات، خانواده ها اغلب احساس ناراحتی می کنند که کودکشان را به خانه اقوام یا دوستان ببرند.این مسئله باعث می شود که گذراندن ایام تعطیلات به طور خاص برای این خانواده ها دشوار شود. والدین کودکان روی طیف اُتیسم با احساس این که کودکانشان نمی توانند اجتماعی شوند یا با دیگران ارتباط برقرار کنند، ممکنست دچار احساس انزوا از دوستان، اقوام، و جامعه شوند. ج- نگرانیها در مورد مراقبتهای آینده یکی از مهم ترین منابع استرس، نگرانی در مورد آینده مراقبت از کودک است. والدین می دانند که کودک خود را تحت مراقبت فوق العاده قرار داده اند؛ آنها این را می دانند که هیچکس مثل خودشان از کودکشان مراقبت نخواهد کرد. گرچه والدین تلاش می کنند تا در مورد آینده فکر نکنند،این افکار و نگرانیها دائما" وجود دارند. د- مخارج داشتن یک کودک مبتلا به اُتیسم می تواند برای تأمین مخارجی مثل هزینه بررسی ها، برنامه های داخل خانه، و درمانهای مختلف،دارایی یک خانواده را به انتها برساند. نیازهای مراقبتی یک کودک مبتلا به اُتیسم ممکنست باعث شود که یکی از والدین شغل خود را رها کند، در حالی که فشار مخارج در اثر وجود تنها یک درآمد برای تأمین نیازهای خانواده شدیدتر می شود. ه- احساس اندوه والدین کودکان مبتلا به اُتیسم اندوهناک نداشتن طفل معمولی ای هستند که انتظار داشتنش را می کشیدند. علاوه بر این، والدین اندوهناک از دست دادن زندگیی هستند که برای خود و خانواده شان توقع داشتند.احساس اندوهی که والدین تجربه می کنند، به علت ماهیت مداوم آن می تواند یک منبع اضافی از استرس باشد. تئوریهای کنونی در مورد سوگ ( اندوه ) این مسئله را مطرح می کنند که والدین کودکان مبتلا به ناتوانیهای تکاملی در اثر حوادث مختلف شروع کننده (مثل سالگرد تولد، ایام تعطیلات، مراقبت تمام نشدنی ) در طول زندگی خود حملات متعددی از اندوه را تجربه می کنند. تجربه کردن " غم مداوم " یک استرس روانشناختی است که می تواند ناتوان کننده، گیج کننده، و افسردگی آور باشد.

سخنی با والدین کودکان اتیسم

 تحمل غم و ناراحتی:

تمام خانواده هائی که دارای فرزندی مبتلا به آتیسم و یا دیگر معضلات روانی میباشند بایستی با مقداری غم از دست دادن آینده ای درخشان برای فرزندان خود روبرو شوند. معمولا والدین که برای داشتن فرزند تصمیم میگیرند به آینده او فکر میکنند و امیدوارند که فرزند ایشان آینده ای درخشان داشته باشد. زمانی که کودک به دنیا آمده و اطبا بیماری او را به والدین او اعلام میکنند تمام این امید ها ار بین میرود. ناراحتی و غم این موضوع در این مرحله آغاز میشود. ولی  این والدین باید بدانند که فرزند ایشان بد نیست. او فقط متفاوت هست. این تفاوت نه بد و نه خوب هست. بسیاری از والدین در دانستن این موضوع  اشکال دارند. این ممکن است به دلیل احساس گناهی باشد که این والدین دارند. برای ازبین بردن و فراموش کردن این احساس برخی رفتارهای آوار کننده مثل پناه بردن به زیاده خوری یا زیاده روی در خرج پول را انتخاب میکنند. برخی دیگر برای پنهان کردن این احساسات سعی مکنند که " ابر والدین" باشند. متاسفانه حرف آخر اینست که با پنهان کردن این احساسات آنها از بین نمیروند. وجود این احساسات شما را شخص بدی نمیکند. کلید این موضوع در حرف زدن راجع به احساسات شما میباشد. صحبت کردن راجع به مسائل غم و ناراحتی احساسات شما در مورد از دستن دادن آن آینده درخشان برای فرزندتان میتواند از بوجود آمدن مسائل شخصی و یا اجتماعی برای شما جلوگیری کند. سئوال بعدی اینست که با چه کسانی میتوان صحبت کرد؟ جواب این سئوال  بیشتر اوقات بستگی به والدین و وضع زندگی آنها دارد. واضحا صحبت با دکتر روانشناس یا مسولین خدمات اجتماعی در این موضوع می تواند بسیار مفید باشد. ولی حرف زدن با افراد دیگر خانواده، دوستان و کسانی که همدرد و شفیق میباشند که خود دارای فرزندی مبتلا به آتیسم هستند بسیار مفید و کمک کنند ه خواهد بود. تنها با صحبت راجع به ناراحتی احساسی والدین می توانند به فرزندان خود در روبروی با مسائل کمک کنند.

از خودتان مواظبت کنید:

معمولا والدین کودکان آتیستیک تمام وقت خود را صرف کمک و نگهداری از فرزند خود و شاید دیگران در خانواده می کنند. اگر شما تمام وقت و انرژی خود را در این راه از دست دهید بزودی دیگر انرژی برای کمک به دیگران نخواهید داشت. وقت برای کارهای که شما دوست دارید کنار بگذارید. کمی ورزش کنید. با دوستان هر از گاهی تفریح بروید. این کار ها را بطور دائم بایستی انجام داد تا اثر مثبت در روان وجسم داشته باشند. در این اوقات فرزند خود را در پیش شخص مطمئنی مثل مادر بزرگ و یا عمو و یا خاله بگذارید تا بتوانید با خیال راحت به احتیاجات شخصی خود بپپردازید.  

وفق روش زندگی:

 همه میدانند کودکان آتیستیک احتیاج به ثبات و عادی بودن در زندگی دارند. این کودکان بدون ثبات صدمه روانی دیده و نمی توانند غیر عادی بودن را تحمل کنند. تغییر بدون اخطار قبلی برای آنها غیر قابل تحمل میباشد. والدین این کودکان بعد از مدتی می توانند احتیاج فرزندان خود را به ثبات اوضاع تشخیص دهند و محیط را برای این ثبات آماده کنند. قبول کردن این موضوع یکی از کلید های اصلی خوشبختی و شادمانی برای خانواده می باشد. بسیاری از خانواده ها زمانی که میخواهند فرزند آتیستیک خود را به روش زندگی خودشان عادت بدهند با سختی های بسیاری روبرو میشوند ... به عنوان مثال والدین بدون برنامه قبلی تصمیم می گیرند که برای شام به رستوران بروند. این بدون برنامگی کودک را عصبی کرده و او را به فریاد زدن و یا لگد زدن و دیگر پرخاشگری ها مجبور می کند. والدین بایستی یاد بگیرند که باید برای تمام اوقات زندگی خود برنامه ریزی کرده و فرزند خود را از تمام این برنامه ها مطلع نگاه دارند. این کار بسیار مشکلی میباشد ولی نتیجه بسیار مثبت برای تمام افراد خانواده خواهد داشت.

خود را با داشتن اطلاع مسلح کنید: 

فقط خواندن این آپ کوتاه نشان دهنده اینست که شما از اهمیت "مطلع بودن" واقف هستید. دانش راجع به آتیسم و دیگر معضلات روانی هر روز در حال تغییر می باشد. اینترنت یکی از آسانترین راههای ازدیاد اطلاعات راجع به این موضوع می باشد. گوگل یکی از منابع خوب برای یافتن اطلاعات راجع به آتیسم به فارسی می باشد.

برای خود کمک پیدا کنید:

بسیاری از والدین کودکان آتیستیک از والدین دیگری که دارای کودکی با آتیسم هستند کمک دریافت میکنند. رفاقت با دیگر خانواده ها کمک بسیار خوبی برای والدین می باشد و این اشخاص می توانند از تجربه های یکدیگر استفاده کنند. این والدین می توانند بصورت گروهی و در جلسات مرتب و دائم نه تنها به یکدیگر کمک کنند بلکه می توانند باعث ایجاد راههای جدید برای بهبودی و کمک فرزندان خود باشند. این جلسات حتی متواند به صورت مجازی و از راه اینترنت صورت گیرد. بسیاری از والدین وبلاگ های مختلف راجع به مسائل خود در این مورد دارند که به آسانی قابل دسترس می باشد.

دلیلش چه هست؟

یکی از مهمترین نکته های که والدین بایستی به آن توجه داشته باشند اینست که قدم اول مقابله با پرخاشگری فرزندشان دانستن دلیل آن هست. این کار بسیار مشکلی می باشد و بیشتر والدین در مقابله با پرخاشگری فرزندشان بجای اینکه سریعا دلیل آنرا یابند عکس المعل منفی نشان داده و او را تنبه میکنند. رفتارهای غیر قابل قبول این کودکان راهی برای ایجاد رابطه با دیگران می باشد. این رفتارها دلیل خاصی دارند. به عنوان مثال کودک ممکن است که هرشب قبل از خواب و بعد از خاموش شدن چراغ ها پرخاشگری خود را شروع میکند.  به جای تنبه و یا در بغل گرفتن کودک برای آرام کردن او بایستی به دنبال دلیل این پرخاشگری بود. یک دلیل می تواند این باشد که بدون اخطار چراغ ها خاموش میشود و این ایجاد ترس و یا تغییر در اوضاع عادی (تماشای تلویزیون) می کند و باعث پرخاشگری می شود. والدین بایستی بخاطر بسپارند که هر رفتار دلیلی دارد و باید دلیل رفتار را یافته و آنرا اصلاح یا تغییر دهند.

 

 

 

والدین کودکان اوتیسمی

بزرگ کردن یک کودک اُتیستیک همراه با مشکلات فراوانی است و خانواده های این کودکان اغلب درگیر استرس های فراوانی هستند .مقدار شناخت از اُتیسم و آمادگی این خانواده ها برای مقابله با آن می تواند کمک بزرگی برای تمامی افراد خانواده ( والدین ، برادران و خواهران ، پدر بزرگ و مادر بزرگ و ... ) باشد . خصوصیات منحصر به فرد هر کودک اُتیستیک باعث شده است که هر خانواده تجربیات مخصوص به خود را داشته باشد و ممکن است تجربیات خانواده های دیگر مفید واقع نشوند . ما در اینجا می خواهیم به مطالبی اشاره کنیم که ممکن است به عنوان ایده های اولیه برای خانواده های کودکان اُتیستیک در رابطه با آمادگی و مبارزه با این مشکل، مفید باشند .

عبور از مرحله تشخیص :
اغلب عبور از این مرحله برای خانواده ها بسیار مشکل و دردآور است . این احساس کاملا عادی و طبیعی می باشد ولی فراموش نکنید که بعد از تشخیص اُتیسم در یک کودک ، زندگی همچنان وجود دارد و باید زندگی کرد. زندگی می تواند حتی برای یک کودک اُتیستیک هم لذّت بخش و جالب باشد و همینطور برای کسانی که با این کودک زندگی کرده و به او عشق می ورزند . اگرچه برای درمان این کودکان راه سخت و طولانی در پیش است ولی فراموش نکنیم که عشقی که خداوند در قلب پدر و مادر قرار داده و تمامی لذّتهائی که یک پدر و مادر از شیرین زبانیها و بودن با فرزند خود دارند می تواند این راه دشوار را قابل تحمل کرده و آینده ای پر از امید و شادی را رقم بزند.
والدین به علت نوع کار و تخصص خود و مشغولیتهای اجتماعی کمتر می توانند به کودک خود برسند. والدین مخصوصاً مادران این افراد با فرزندان خود رابطة عاطفی صحیحی و منطقی ندارند ( والدین بخصوص مادران یخچالی) و بیشتر درگیر مسائل خاص خود هستند و به کودکان خود همان قدر می رسند که مثلاً به اتومبیلشان ، در واقع والدین افراد مبتلا به اوتیسم اشخاص عجیب و غریبی هستند و کودکان آنها از کمبودهای عاطفی و سردی حالات هیجانی والدین خود رنج می برند ( فرضیه روانی عاطفی).

اگر یک بچه اوتیسم داشته باشم آیا می توانم یکی دیگر هم داشته باشم؟
خواهران و برادران اوتیسم شانس 5% ژنتیکی دارند. در ضمن ریسک 10% تا 40% یک ناتوانی دیگر هم دارند. مثل ناتوانی در یادگیری در خواهر و برادر بچه اوتیسمی. اگر به بچه دیگری فکر می کنید با پزشک در مورد مشاوره ژنتیک صحبت کنید.

اگر بچه من اوتیسم دارد یعنی عقب مانده ذهنی است ؟
خیلی از بچه های اوتیسم دارای عقب ماندگی ذهنی هستندو برخی نه. تست کردن آنها خیلی سخت است. چون مثل سایر بچه ها به تست ما پاسخ نمی دهند. یک شخص ماهر در شناسایی اوتیسم اطلاعات زیادی در مورد بچه اوتیسمی در اختیارمان می گذارد. برخی بچه های اوتیسمی مهارت خاصی دارند مثل حل مسائل پیچیده ریاضی در ذهن. که البته خیلی نادر است.

والدین این کودکان به علت نوع کار و تخصص و مشغولیت های اجتماعی کمتر می توانند به کودک خود برسند و نمی توانند رابطه منطقی صحیح و عاطفی با کودک داشته باشند

والدین با کودک اوتیستیک باید چه رفتاری داشته باشند؟
والدین نیز باید هر گونه کوشش های ارتباطی و امیدبخش را در کودک تقویت کنند. مادر و پدر می توانند در کمک به کودک مبتلا به اوتیسم بسیار موثر باشند، ولی متاسفانه والدین این کودکان در ارتباط با آنها نقص اساسی دارند و توانایی برون گرا کردن فرزند خود را ندارند از این رو اغلب به مادران این کودکان لقب Ice mother یعنی مادران سرد و یخی را می دهند. تاکید ما بر این است که والدین کودکان خود را نسبت به هر محرکی حساس کنند تا سمبول های ارتباطی و اجتماعی کودک ترغیب شود و بتواند دنیای درونی خودش را ابراز کند.اگر کودک از ابراز دنیای درونی خود مایوس شود دچار درماندگی آموخته شده خواهد شد.

شما باید حتماً در طول هفته وقت مشخصی را برای کودکان غیر اُتیستیک خود کنار بگذارید تا آنها نیز بتوانند تفریح کرده و از وقت خود لذت ببرند

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391ساعت 12:11  توسط روح الله تقی زاده   | 

روشهای درمانی در اوتیسم

روش ABA

مداخلات رفتاري ( لوواس)
با مداخله زودرس تعدادي از كودكان اوتيستيك يا اختلال نافذ رشد يا بيماريهاي مرتبط قادر بوده اند تا سن 7 سالگي آموزش معمولي و عملكرد ذهني معمولي بيابند. اين كودكان در جريان معمولي آموزشهاي كلاسي در مدرسه قرار رفتند و توانستند بدون كمك به تحصيل و زندگي خود ادامه دهند. آنها افزايش بارزي در رشد عملكرد ذهني و هوشي خود نشان دادند و در خلال آزمون هاي هوشي استاندارد نمرات خوبي دريافت كردند آنها همچنين در مقايسه با هم سن و سالان خود از لحاظ عملكرد اجتماعي و هيجاني قابل تشخيص نبودند. حتي در كودكاني كه به حد رشدي هم سن هاي خود نرسيدند كيفيت زندگي آنها به نحو مطلوبي از آنچه كه ياد گرفته بودند بهبود پيدا كرد . كاهش هاي قابل توقف رفتارهاي نامناسب و كسب مهارتهاي گفتاري پايه اي قابل دسترس هستند. اين كودكان عضو فعالتري در خانواده مي شوند و قادر خواهند بود با محدوديتهاي كمتري در آموزش كلاسي حضور يابند.
روش لوواس lovaas method
اين متد كه يك نوع آناليز رفتاري كاربردي Applied Behavior Analysis (ABA) مي باشد كه توسط روانشناس Ivar Lovaas UVLA بكار برده شد يك روش برنامه ريزي شده براي كودكان اوتيسمي پيش از دبستان مي باشد. در اين روش از تكنيكهاي مدل سازي و پاداش رفتارهاي مناسب و بي تفاوتي يا بي پاسخي به رفتارهاي نامناسب استفاده مي شود. عموما" اين روش شامل 30 تا 40 ساعت آموزش مهارتهاي گفتاري و رفتار درماني ها و آموزشهاي آكادميك است آموزش شامل 4 تا 6 ساعت در روز و 5 تا 7 روز در هفته است. بعضي تحقيقات پيشرفت واضحي را در 50 درصد كودكاني كه اين نوع درمان را دريافت كرده اند ديده شده است . روش لوواس توجهات زيادي را به خود جلب نموده است ولي به همراه ديگر درمانها نياز به مطالعات بيشتري دارد.
روش لوواس
مدل لواس آناليز كاربردي رفتاري است كه در دپارتمان روانشناسي دانشگاه UCLA تحت نظارت دكتر لواس شكل گرفته است . اين روش بر اساس تجربيات باليني گسترده و در نتيجه تحقيق بيش از 40 سال پايه گذاشته شده است و هم اكنون نيز اين كار را تحت نظارت دكتر لواس براي بهبود بيشتر ادامه دارد.
در موسسه لواس رفتارها درماني بصورت محكم و پيشرونده و ابداعي با هر دو روش باليني و مشاوره براي كودكان اوتيستيك يا بيماريهاي مرتبط پيش مي رود.
تعريف خدمات باليني
در مدل با پايه باليني موسسه لواس علاوه بر پيشرفت برنامه و نظارت به خودي خود پرسنل درماني برنامه را اجرا مي كنند. منظور از پرسنل درماني شامل تك تك مربيان ارشد و آموزش دهندگان و ناظران مي باشد . اكثريت آموزش ارائه شده به كودك توسط يك تيم 3 تا 5 نفره دوره ديده در منزل صورت مي گيرد. يك يا دو تن از مربيان ارشد مسئول آموزش ديگر مربيان و پيگيري پيشرفت كودك از طريق آناليز داده هاي رسيده است و كليه اعضاي تيم تحت نظارت درمانگر ارشد بيمار يا مدير درمانگاه قرار دارند . پيشرفت كودك هر هفته در يك جلسه با حضور تيم درماني ، والدين ، خود كودك و پرسنل درماني موسسه لواس بررسي مي شود. در جلسه زماني براي بازديد اطلاعات رسيده پيشرفت والدين و آموزش پرسنل درماني و اجراي برنامه آموزشي و نحوه مداخلات جديد در نظر گرفته مي شود. والدين تشويق مي شوند تا نقش فعالي در خلال جلسات باليني داشته باشند.
شايستگي دريافت خدمات درماني
خدمات باليني به خانواده هايي ارائه مي شود كه در فاصله مشخصي از مركز درماني لواس قرار دارند. بطور معمول ارائه خدمات به كودكان تا سن 48 ماهگي كه داراي تاخير شناختي در يك يا چند مورد از موارد زير هستند صورت مي گيرد
1- كارايي شناخت
2- نمو گفتاري
3- مهارتهاي اجتماعي
4- مهارتهاي خود ياري
5- عملكردهاي رفتاري
در موسسه لوواس همچنين به كودكان سنين بين 48 تا 60 ماه كه در آزمون Wechsler پيش دبستاني يا در آزمون استانفورد بينه نمره بالاي 50 بياورند ارائه خدمت مي شود. سنين بالاتر ممكن است براي مشاوره مناسب تشخيص داده شوند. در موسسه لواس پرسنل مناسبي براي آموزش كودكاني با تشخيص مشكلات پزشكي بزرگتر مثل كوري يا نقصهاي شنوايي يا صرع كنترل نشده يا اختلال رت يا تاخيرات شديد حركتي وجود ندارد اما گاهگاه چنين كودكاني براي كار نزديك با ديگر متخصصين براي مطمئن ساختن والدين براي دريافت كامل نيازمنديهاي كودك پذيرفته مي شوند.
خدمات مشاوره
خدمات مشاوره براي افرادي در نظر گرفته مي شوند كه روش آناليز رفتاري كاربردي لوواس به عنوان روش مداخلات فردي براي آنها در نظر گرفته مي شود. به خانواده اي كه مورد مشاوره موسسه لوواس قرار مي گيرد يك مشاور رفتاري و برنامه اي اختصاص داده مي شود كه يك برنامه آموزشي طراحي مي كند و مربياني را كه توسط والدين استخدام شده اند آموزش مي دهد. آموزش و ارائه برنامه در خلال مشاوره اوليه انجام مي پذيرد و در طي مشاورات بعدي پيگيري مي شود .
در طي 2-3 روز بعد از مشاوره اوليه ، مشاور برنامه و رفتاري شما به منزل شما خواهد آمد و به شما و مربيان شما آموزش خواهد داد كه چگونه درمان كودك را شروع كنيد. مشاور به شما خواهد گفت كه چه روشي را براي آموزش استفاده كنيد ، چه چيزي را آموزش دهيد ، چه وقت آموزش دهيد ، چگونه ثبت كنيد و چگونه بر روي مربيان نظارت داشته باشيد و چگونه مشكلات يادگيري كودك را تجزيه و تحليل كنيد. اكثر زمان در حال كار كردن با كودك شما سپري خواهد شد. بطور اوليه مشاور رفتاري يك سري روشهاي آموزشي براي شما و مربياني كه مستقيما" با كودك كار مي كنند طرح ريزي مي كند و سپس به شما كمك مي كند كه اين روشها را بصورت بازيهاي نمادين Role playing با كودك مستقيما" تمرين كنيد.
مشاوره هاي بعدي هر 4-6 هفته انجام مي پذيرد. براي حفظ بالاترين كيفيت درمان . مدت مشاوره ها پيگيري يك روز كامل كاري يعني 6 ساعت است . در خلال اين پيگيري ها مشاور شما برنامه شما را دوباره مورد ارزيابي قرار مي دهد ، اهداف جديدي طرح ريزي مي كند. در مورد مشكلات بحث كرده و آنها را برطرف مي سازد و آموزشهاي بيشتري را به والدين و درمانگران ارائه مي دهد. مشاوره تلفني و ويديويي يا با اي ميل همچنين در صورت نياز در دسترس هستند.
استخدام مربي
شما حداقل يك مربي از 3 تا را نياز خواهيد داشت كه 30 تا 40 ساعت درمان در هفته را ارائه دهد.( به هر حال كودكان كم سن تر از 3 سال عموما" ساعات كمتري نياز دارند) . گرچه ممكن است كه شما بتوانيد مقداري از آموزش را خودتان انجام دهيد اما توصيه نمي شود كه بدون كمك يك مربي ساعات زيادي را خودتان به تنهايي به آموزش كودك بپردازيد. ما توصيه مي كنيم كه هر مربي هر هفته 6 تا 12 ساعت با كودك كار كند تا به حد كافي با كودك شما راحت باشد و از طرفي كودك به مربي خود وابسته نشود. بهترين كانديد ها دانشجويان علاقمند به كار با اين كودكان به خصوص دانشجويان روانشناسي يا رشته هاي آموزشي است. به علاوه دانشجويان در ساعات برنامه ريزي قابل انعطاف تر هستند. بسياري از خانواده ها دانشجويان را با نصب اطلاعيه در دپارتمان هاي روانشناسي ، گفتار درماني و آموزش و يا درخواست از يك استاد دانشگاه براي اعلان در سر كلاس و توضيح در مورد برنامه خانگي درمان اين كودكان استخدام مي كنند. يك كانديد به داشتن مدرك يا گواهينامه و سابقه قبلي براي يك مربي خوب شدن نياز ندارد. ما اعتقاد داريم كه روشهايي كه ما ارائه مي دهيم مي تواند به خوبي توسط بيشتر مردم ياد گرفته شود. بعضي خصوصيات فردي مهم كه براي استخدام مربي بايد در نظر گرفته شود قابل اطمينان بودن و علاقه و اشتياق به ياد گرفتن است.
مدل لوواس
چگونه و چه چيزي آموزش داده مي شود ؟
بطور خلاصه مداخلات بر پايه شكل گيري رفتاري از طريق تقويت پي در پي رفتارهاي نزديك به صحت ، روشهاي تلقين و حذف و استفاده از تقويت كننده هاي مثبت و عملي مخصوص كودك است . مثالهاي چنين تقويت كننده هايي تكه هاي كوچك غذا يا بازي با اسباب بازي مطلوب كودك و نگاه به كتابي كه كودك دوست دارد و يا پاداش هاي اجتماعي مثل تشويق زباني ، غلغلك دادن ، بغل كردن ، پرت كردن يا چرخاندن كودك در هوا rides through the air مي باشد
همچنان كه مداخلات پيشرفت مي كنند تقويت ها هر وقت كه ممكن باشد به سمت تقويت هاي اجتماعي و طبيعي پيشرفت مي كند. مداخله به گونه اي ساخته شده كه رفتارهاي مناسب توسط تقويت هاي مثبت و تلقين به حداكثر برسد و رفتارهاي نامناسب براي رسيدن به يك نياز با رفتارهاي جايگزين و از لحاظ اجتماعي قابل قبول تر كاهش يابد . مداخلات داخل منزل و يا مكان آموزش كودك صورت مي گيرد. مدل لوواس به عنوان يك برنامه آموزشي فراگير و همگراست كه در آن مهارتها همديگر را تكميل كرده و يكديگر را مي سازند. پيشرفت مداخلات بطور سيستميك در طي مراحل يادگيري و تاكيد بر فرديت برنامه آموزشي بر اساس نقاط ضعف و قدرت كودك انجام مي گيرد.
كودكان خيلي كم سن و رويكرد بر پايه بازي متقابل
كودكان كم سن تر از 3 سال بطور تيپيك نياز به زمان اضافي تري براي تطابق با شدت درمان دارند . درمان با 10 تا 15 ساعت در هفته شروع مي شود و به تدريج به 35 تا 40 ساعت در هفته در سن 3 سالگي مي رسد. مربيان از آموزش تصادفي استفاده مي كنند تا از مزيت موقعيتهايي كه در محيط طبيعي براي آموزش رفتارهاي جديد پديد مي آيد استفاده كنند. براي مثال وقتي يك كودك به يك اسباب بازي علاقه نشان مي دهد مربي براي برقراري شكلي از ارتباط از آن اسباب بازي استفاده مي كند. در ابتدا مربيان هدايت كودك را تا آنجا كه ممكن است دنبال مي كنند. جهت گيري مجدد redirection به عنوان يك روش غير مداخله اي براي قطع رفتارهاي خود تحريكي يا تكراري استفاده مي شود. مربيان رفتارهاي آغازگرانه كودك را چه گفتاري و چه غير گفتاري و صرف نظر از كوچكي و ناچيز بودن آن مي سازند. زمانيكه يك محيط آموزشي مثبت براي مربي و كودك ايجاد مي شود به تدريج زمان سازندگي بيشتري پديد مي آيد . زمانهاي ساخته شده با تاكيد موثر بر تقويت كننده ها و فعاليتهاي برانگيخته ادامه مي يابد و همچنين اجازه داده مي شود كه مهارتهاي مشكل تر در يك روند سيستماتيك ياد گرفته شوند.
اهداف آموزش گيرنده هاي كوچكتر اغلب شامل گسترش ارتباط ، ظهور مهارتهاي جديد در بازي ، گسترش روابط متقابل ، واكنشهاي مناسب تر به دريافتهاي حسي و گسترش ديگر مهارتهاي محوري نظير تقليد كردن و درخواست كردن است.
كودكان كم سن و رويكرد همگرايي جامع
بر اساس تحقيقاتي كه بوسيله دكتر لوواس انجام گرفته است . شدت درمان يك فاكتور حياتي و شاخص در پيشرفت كودك است. بنابر اين بيشتر كودكان سنين 3 تا 5 سال دستورات را يك به يك در 5 تا 8 ساعت در روز براي 5 تا 7 روز در هفته ( حداكثر 35 تا 40 ساعت در هفته) دريافت مي كنند. در هفته هاي ابتدايي مداخله ممكن است اينطور به نظر برسد كه زمانهاي ساخته شده ( زمان آموزش ) به سرعت افزايش مي يابد ما شدت برنامه را با تقسيم روز به قسمتهاي جدا از هم تنظيم مي كنيم . يك قسمت روز شامل 2 تا 4 ساعت مي شود كه در خلال آن فواصل بين بازيها رعايت مي شود. بطور تيپيك يك كودك و مربي بر روي تمرين خاصي 2 تا 5 دقيقه كار مي كنند و سپس يك زنگ تفريح 1 تا 2 دقيقه اي مي گيرند . تمرينات ممكن است در جاهاي مختلفي انجام شوند از جمله روي ميز ، روي كف زمين يا اطراف خانه و يا حتي بيرون از منزل. زنگ تفريح هاي طولاني تر هر 1 تا 2 ساعت به مدت 10 تا 20 دقيقه است. در خلال آن زمان كودك و مربي ممكن است به بيرون بروند يا بازي كنند يا مسابقه دهند يا يك خوراكي بخورند. زنگ تفريح ها چه كوتاه و چه بلند به كودك اين امكان را مي دهد تا زماني را فارغ از آموزش ساختاري مربي طي كند و فرصتي براي درخواست و بازي با مربي پديد مي آورد و اجازه مي دهد تا مهارتهاي روزانه كودك عموميت پيدا كند. زمانهاي تفريح شامل زمان كلي كار با كودك محسوب مي شوند. برنامه آموزشي با نياز هاي خود كودك تنظيم مي شود و ممكن است براي مثال خواب بعد از ظهر كودك در نظر گرفته شود. مهارتها از طريق مداخلات رفتاري متعددي ياد داده مي شوند. كه شامل آموزش آزمايشي مجزا مثلا" مربي مي گويد ميكي موس و كودك يك عروسك ميكي را لمس مي كند و مربي اين رفتار را تقويت مي كند يا مثلا" آموزش تصادفي مانند آنچه كه در مورد كودكان خيلي كم سن شرح داده شد كه باعث افزايش پاسخ خود بخودي و سرعت پاسخ دهي و همگرايي با هم سن و سالان مي شود ( تشويق گسترش روابط با هم سن و سالان از طريق اختصاص زمان بازي با آنها )
هدف اوليه مداخلات براي كودكان يادگيري آنها در محيط طبيعي است. كودكان از طريق فاز هاي مختلف برنامه ريزي براي رسيدن به هدف عبور مي كنند. تاكيد اوليه برنامه بر كسب مهارتهايي نظير تقليد ، درخواست ، دنبال كردن دستورات ساده و كسب تقليدهاي گفتاري است. برنامه ريزي براي آموزش ادراكات مختصر و پاسخهاي مناسب به سوالات ساده است ( بطور اوليه پاسخهاي يك كلمه اي) برنامه هاي پيشرفته تر بر گفتگو با جملات پيچيده تر و يادگيري سريعتر مهارتها و شروع جستجو با تعاملات پيچيده تر با ديگران است . برنامه ريزي به سطحي گسترش مي يابد كه در آن مهارتها در نهايت به فرمهاي غير رسمي و بيشتر شبيه به زندگي روزمره كسب شوند. سوالات به حالتي تبديل مي شوند كه بيش از يك پاسخ نياز داشته باشند. كودك ياد مي گيرد كه با ديگران همكاري داشته باشد و در بازيها تشريك مساعي كند و در نهايت برنامه ها به سمت تسهيل در دريافت دو مهارت مورد نياز در مدرسه يعني آموزش در گروه و دوست يابي هدايت خواهند شد.
كودكان مسن تر و رويكرد عملي تشريك مساعي و همكاري
تحقيقات در حال انجام نشان داده اند كه رفتار درماني يك مداخله موثر براي كودكان مسن تر است. هنگاميكه مداخلات درماني، بسياري از خصوصيات كودكان كم سن تر را براي اين كودكان ابقا مي كند بعضي تغييرات ايجاد شده براي كودكان مسن تر و در سنين مدرسه نيز مفيد هستند مثلا" تشريك مساعي با آموزش دهنده ها و ديگر متخصصان در مدرسه و جامعه به افزايش ادامه مي دهد. درمان ممكن است شامل زماني براي گردش در خارج از شهر باشد كه در آن مهارتها مي توانند ياد گرفته شوند يا در جاهايي كه مي توانند مورد استفاده قرار گيرند عموميت پيدا كنند. زمان پرداخت به آموزش ممكن است به 30 دقيقه يعني زماني كه شبيه مدرسه است افزايش يابد . دستاوردهاي درمان اغلب به سمت مدرسه بوسيله استفاده از يك مراقب عموميت پيدا مي كند و حتي خود درمان ممكن است در مدرسه ادامه يابد.
اهداف براي كودكان مسن تر اغلب اطراف بهبود كيفيت زتدگي شان دور مي زند . مهارتهاي مهم براي اين افراد شامل كمك به خودشان .گذراندن زمان تفريح بطور مستقل ، ارتباط عملي ، رفتن به مدرسه ، تشريك مساعي در زندگي خانواده ، مهارتهاي ارتباطي و تعامل با ديگر هم سن و سالان است.
معرفي كودك به محيط مدرسه
يك كودك بطور تيپيك به عنوان پيش زمينه نياز به حداقل 6 تا 12 ماه آموزش خانگي براي كسب مهارتهاي خودياري و مهارتهاي زباني و بازي براي استفاده از مزيتهاي بسر بردن در گروه و درس كلاسي دارند. همچنانكه كودك پيشرفت مي كند روش آموزشي او از حال زمان سازي( برنامه آموزشي منزل) كم كم خارج شده و به سمت مدرسه اي و محيط روزمره پيش مي رود. مشاور با والدين و تيم درماني كودك كار مي كند تا برنامه اجتماعي ، مدرسه اي ، آموزش منظم و يا اختصاصي بر اساس مهارتهاي جاري و نيازهاي وي مشخص شود. ما پيشنهاد مي كنيم كه يك مربي دوره ديده كودك را در مدرسه همراهي كند، انتقال مسائل روزمره كلاسهاي درس را به كودك تسهيل كند و مهارتهاي كسب شده در منزل را براي عموميت دادن در مدرسه تقويت كرده و كودك را به تشريك مساعي با ديگر كودكان تشويق كند. زمان حضور در مدرسه به تدريج از 30 دقيقه در روز شروع شده تا به يك روز كاري كامل برسد. مربي به تدريج نقش خود را همچنانكه كودك توانايي خود را در ياد گرفتن مهارتها بدون كمك نشان مي دهد حذف مي كند. ساعات حضور در مدرسه شامل همان 30 تا 40 ساعت درمان در هفته مي باشد. در تشريك مساعي با والدين و تيم درمانگر خانگي موسسه لوواس نظارت نزديكي را بر پيشرفت كودك اعمال مي كند كه موفقيت بتواند هم براي كودك و هم براي معلمان او به حداكثر برسد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

روش تیچ

نویسنده : دکتر علی صمدی



 

اهداف
•آشنایی با آموزش ساخت دار
•مقدمه ای بر آموزش ساختدار و ساختار فیزیکی در کلاس
•تدوین و ساخت فضای فیزیکی در کلاس درس
ساختار فیزیکی
•شیوه ای از چیندمان که مبلمان و ابزارهای موجود در کلاس به گونه ای سازماندهی شوند که معنی و یا زمینه مشخصی را به محیط و فضای کلاس اضافه کند
•سازماندهی کلاس و فضای آن
•نوع مانع استفاده شده
•جایگزینی بخش آموزش
•کم کردن میزان بهم ریختگی
جایگزینی مواد آموزشی
چرا ساختار فیزیکی مورد استفاده قرار گیرد؟
•افراد مبتلا به اتیسم مشکلاتی زیر را دارند:
•بخش بخش کردن محیط
•سازماندهی رفتارها حول زمینه های ویژه
•مدیریت محرک های حسی
تنظیم فضای کلاس
•نواحی اصلی آموزش
•فعالیت گروهی یا بخش میان وعده
•بازی
•کار (به دو شکل تک به تک و مستقل)
•انتقال
چرا نواحی آموزشی باید به روشنی مشخص شوند؟
•مشکل در دریافت نشانگان و علایم اجتماعی و زبان گفتاری
•مشکل در سازمان دهی محیط
ساختار فیزیکی
•خلق موانع مشخص فیزیکی و بصری
•کم کردن تحرک و سروصدا
چرا آموزش موانع؟
•موانع مفهومی اجتماعی هستند که اغلب به صورت کلامی آموزش داده می شوند
•تعیین کننده آغاز و اتمام یک بخش هستند
•موانع فیزیکی کاملا واقعی هستند و مشخص می کنند که در هر بخش چه اتفاقی پیش خواهد آمد.
ساختار فیزیکی
•موانع بایستی قابل حرکت و جابجایی باشند تا بتوان از نظر بلندی و نوع تغییر یابند تا به درک کودک از مفهوم مانع کمک کنند.
امنیت
•فضا را به گونه ای سازمان دهی کنید که تمامی کودکان در هر لحظه دیده شوند
فضای فیزیکی
•کلاس را به بخش های مختلف تقسیم کنید
•هر ناحیه و بخش را مشخص کرده و مانعی برای آن ایجاد کنید که کودک آن را درک کند
•میزان سروصدا و حرکت در کلاس را کاهش دهید
•مواد و محتوا ها را در کلاس به گونه ای سازمان دهید که در دسترس کودک و مربی وی باشند
•فضا را به گونه ای سازمان دهید که تمامی کودکان در هر زمان دیده شوند
سوالاتی که در زمان طراحی فضای کلاس باید از خود بپرسید
•آیا فضایی برای فعالیت های فردی و کارهای گروهی در نظر گرفته شده است؟
•آیا محیط های کاری در بخشی قرار گرفته شده اند که کمترین میزان مزاحمت برای آن بخش فراهم شود؟
•آیا بخش آموزش در مکانی است که دانش آموز بتواند به آسانی مسیر خود را بیابد؟
•آیا معلم به آسانی از نظر بصری به تمامی فضا مسلط است؟
•آیاابزار های کار در کنار محیط های کار قرار گرفته شده اند به نحوی که دستیابی را برای دانش آموزان ساده کند؟
•آیا فضای بازی و فعالیت های سرگرم کننده تا آنجا که مقدور بوده بزرگ هستند؟ آیا از بخش خروجی کلاس دور هستند؟
•آیا موانع در تمامی بخش ها مشخص هستند؟
•آیا معلم قادر است از تمامی بخش های کلاس بخشهای مختلف دیگر را مشاهده کند؟
آموزش ساختدار
حمایت های بصری برای دانش آموزان مبتلا به اتیسم

آموزش ساخت دار چیست؟
آموزش ساختدار روشی برای کمک به دانش آموز است تا بتواند با دنیای سازمان نایافته و غیر قابل پیش بینی کنونی کنار بیاید.

آنهایی که فاقد ساخت باشند ممکن است به پریشانی و سردرگمی دچار شوند و یا مضطرب شوند و رفتار های نامناسبی از خود نشان دهند

تعداد زیادی از افراد در دنیای امروز برای انجام امور و تکالیف روزانه خود نیازمند سازماندهی هستند و قادر نیستند که به تنهایی چنین فعالیتی را انجام دهند.
چرا در کلاس باید از ساخت و چهارچوب استفاده کرد؟
1.به دانش آموز در درک مطلب کمک می کند
. آرامش دانش آموز را افزایش خواهد داد
به دانش آموز کمک خواهد کرد که بهتر یادبگیرد

 ساخت دهی ابزاری است که به دانش آموز کمک خواهد کرد که به استقلال برسد
ساخت دهی شکلی از مدیریت رفتار است
ساخت انتظارات شخصی را براورده می کند .
پنج عنصر ساخت (سازماندهی )در کلاس
در روش تیچ
1. روش کار
چپ به راست
بالا به پایین
اول بعداً
تصویر
2. فضای فیزیکی
ساختار فیریکی بر روشی دلالت دارد که بر اساس آن نواحی و فضای کلاس را سازمان می دهیم
موانع مشخص فیزیکی وبصری به کودک کمک می کند که با استفاده از موانع و مسیر های مشخص شده بر مفاهیم تاکید کند و جزییات محیط را مورد توجه قرار ندهدو در سازماندهی و مشخص کردن محیط های آموزشی اصلی موثر است

بعضی از دانش آموزان سازماندهی دقیق تری را در محیط می طلبند
مثلا دانش آموزی که به اندازه ای محیط مضطربش کرده است که نمی تواند بر روی یک فعالیت متمرکز شود
یا، کسی که نسبت به حضور ویا لمس دیگران و یا نزدیک شدن دیگران به آنچه که تصور می کند مال اوست بهم می ریزد و مضطرب می شود.
3. برنامه های روزانه
برنامه های می توانند به دانش آموزان کمک کند تا هدایت شوند و رویداد های روزانه را سازماندهی کند
چه کسی به برنامه احتیاج دارد؟
•دانش آموزانی که در توالی های حافظه ای و سازماندهی زمان دچار مشکل هستند
•دانش آموزانی که در ردیافت و ادراک زبان مشکل دارند و نمی توانند آموزش های ارایه شده به آنها را حفظ کنند.
•کودکانی که به دلیل عدم اطمینان از گامهای مختلفی فعالیتی که باید انجام دهند مضطرب می شوند
•کودکانی که در انتقال از فعالیتی به فعالیت دیگر و اتمام یک فعالیت و رفتن به فعالیت دیگر دشواری دارند
انواع برنامه ها
•شی به شی
• تصاویر واحد
•کارتهای تصاویر/ عکس ها
•لیست ها و سیاهه های تهیه شده از تصاویر
• کارتهای نوشته شده/ لیست ها و سیاهه های نوشته شده
•شی به شی
•این سیستم متشکل از اشیاء عینی است . برای ارتقاء درک اشیاء و ارتباط آنها با سمبل ها به کار می رود. به محض افزایش این حیطه از ادراک اشیاء عینی را می توان از لیست حذف کرد.

تصاویر واحد
رای تعدادی از دانش آموزان ، استفاده از روش برنامه نیازمند آغازی آرام و تدریجی است. در آغاز برنامه و آموزش نحوه استفاده از آن، سمبل (تصویر) واحدی از شی و یا فعالیت مورد علاقه دانش آموز به وی داده می شود که با سمبل قرار داده شده بر روی دری که فعالیت در آنجا قرار داده شده مرتبط می شود. در این مرحله از فعالیت هدایت و حمایت زیادی برای کودک و درک این موضوع، توسط مربی انجام می شود.
•کارتهای عکس/ کارتهای تصویر

•لیست های تهیه شده از مجموعه ای از تصاویر
•بهترین وضعیت هنگامی است که کلمات نوشته شده نیز به تصاویر اضافه شوند. این کار باعث درک بهتر کودک از موضوع و تاکید بر سواد آموزی می شود. استفاده از زبان واحد و یکسان (کلمات واحد ) مخصوصاً در کودکانی که مشکلات زبانی دارند، باعث افزایش میزان ادراک و کاربرد زبان می شود. کلمات نوشته شده نیز نشانه هایی برای افزایش این امر و سادگی کار برای همکارانی که به گروه اضافه می شوند و یا هنگامی که مربی جایگزین مربی دیگر می شود، است.
کارت ها ولیست های نوشتاری
•برنامه کوچولو-
تنها بخشی از فعالیت های روزمره را در بر می گیرد و ممکن است فقط شامل یک جمله باشد ”برو نهار“
این برنامه توسط معلم برای یکی از دانش آموزان کلاس تهیه شده است. برنامه برای درک بهتر دانش آموز از توالی های روزمره در کلاس ایجاد شده است. اما برنامه به همین جا ختم نشده است بلکه فرصت هایی را برای وی فراهم کرده است تا در ارتباط با فعالیت هایی که در طی روز انجام داده است صحبت کند. صورت های خندان توسط معلم و برای تقوقت فرد مورد استفاده قرار گرفته می شود در قبال انجام هر تکلیف به درستی یک صورت خندان علامت می خورد و در نهایت در برابر تعداد خاصی از صورتهای خندان در انتهای کلاس دانش آموز تقویتی را در یافت می کند.
4 – سیستم های کاری انفرادی
این روش برنامه ای سازمان یافته برای کودک است تا بر اساس آن بتواند اطلاعات قابل درک را بدست آورد
توسط پیروی از سیستم کاری تنظیم شده برای فرد ، وی قادر خواهد بود که به صورت مستقل کار کند. دقیقاً همانطور که بزرگسالان با استفاده از یک برنامه گام به گام قادر به انجام کاری مانند ساخت یک میز خواهند بود.
با استفاده از آن می توان به فرد گفت:
چه کاری ؟ به چه میزان از فعالیت (در طی چند گام؟)
چگونه بداند چه زمانی کارش تکام شده است؟
فعالیت بعدی چیست؟
سیستم های کاری
فعالیت هایی که بسیار دارای ساخت هستند
توالی گامهای لازم برای انجام فعالیت
ممکن است شامل جعبه های فعالیت، پرونده های فعالیت،بازی ها و یا پازل های مختلفی در ارتباط با یک فعالیت باشد.
پرونده نمونه فعالیت های منظم و سیستم های کاری
کارت تکالیف مربوط به پرونده ”میان وعده“
به کابینت خاص خودت (عکست بر روی آن الصاق شده و شماره آن 2 است) مراجعه کن و جعبه میان وعده ات را بردار
به صندلی خودت برگرد
میان وعده ات را بخور
آشغال ها را در سطل آشغال کنار در ورودی کلاس بریز
ادامه برنامها ات را بررسی کن
کارت فعالیت را باید در جیب سمت چپ مربوط به نحوه انجام کار در پرونده قرار داد.
5 – ساختار بصری
آموزش های بصری
سازماندهی بصری
وضوح و شفافیت بصری
همه ما از ابزارهای بصری استفاده می کنیم!
•تقویم های رومیزی و دیواری

لیست های انجام کار مانند لیست خرید
سررسید و برنامه ریز های روزانه
•دستور غذا ها
منو های رستوران
قسمت هایی از چیدمان کلاس


گوشه آرام برای دوری از محرک های حسی
برنامه ای برای آغاز فعالیت
برنامه با استفاده از اشیاء
برنامه ای با استفاده از تصویر و نگارش


مدل آموزش ساختداربرنامه ها
برنامه ها
یک نشانه و یا مجموعه ای از نشانگان که با استفاده از آنها مشخص می شود که چه روی می دهد و توالی آن رویداد چگونه است.
•برنامه ها به دانش آموز اجازه می دهد که اتفاقاتی را که در طی روز پیش خواهند آمد را پیش بینی کند
•آنچه که پیش خواهند آمد
•ترتیب حوادث
•کمک به انتقال
•آموزش انعطاف
انواع برنامه ها
•نوشتاری
•تصویر و کلمات (در اندازه های مختلف)
•تصویر/ عکس
•اشیاء ساخته شده بر اساس واقعیت ها (ماکت)
•عملکردها و مواد یا ابزارهایی که بر بعضی از امور دلالت می کنند
هدف تدوین برنامه ای است که :
•به دانش آموز کمک کند که در حداکثر امکان به صورت مستقل عمل کند
•بر اساس سطح توانمندی ارتباطی فرد دانش آموز در بدترین روز برای برقراری ارتباط باشد
فردی سازی
•طول- با استفاده از هدایت از جانب معلم،اول- آنگاه،نصف روز، تمام روز
•سازماندهی- از بالا به پایین، از چپ به راست
•دستکاری کردن- مقایسه،حمل کردن،علامت زدن
•انتقال- پیش دانش آموز آورده خواهد شد، کارت نشانه یا نشان دادن با استفاده از کارت
علامت زدن
•برنامه ات را بخوان و روی مواردی که انجام دادی علامت ضربدر X بزن
----- X --------حضور و غیاب
------- X ----------انتخاب آزاد بین گوش دادن به رادیو و نقاشی کردن
---------------------تقویم گروهی
---------------------میز کار
----------------------تمرینات آرامش آموزی
----------------------کار در کافه تریا
----------------------کار با معلم
----------------------بخش کامپیوتر
----------------------گروه اجتماعی
---------------------نهار
----------------------بهداشت
---------------------کار در بخش اجتماعی
-------------آمادگی برای خانه
--------------سوار شدن به اتوبوس
معرفی تغییرات برنامه
•تغییرات را های لایت کنید
•در صورت امکان پس از تغییر ایجاد شده در برنامه فعالیت دلخواه فرد را قرار دهید
•اغلب برای تشویق به نشان دادن انعطاف تغییراتی را به برنامه اضافه کنید
پوشه های سیستم کار
کارت لیست تکالیف برنامه را ببین
1.____________تصویر وسایل نقلیه را با دایره قرمر علامت بزن__
2.___________هریک از تصاویر را به خطی به نام آن وصل کن___
3.__________وسایلی که یرواز میکنند را با مثلث ابی علامت گذاری کن

سیستم کاری نمونه همراه با کارت تکلیف
کارت تکیف برای فعالیت آرامش

داستان اجتماعی در مورد آرامش را بخوان
تمرینات آرامش را با استفاده از کارت ها انجام بده
برگاه تمرین و کارتهای فعالیت را در جیب ”انجام بده“ در سمت چپ قرار بده

به برنامه ات مراجعه کن

مدل آموزش ساختدارسیستم های کاری
چرا از سیستم های کاری استفاده می شود
•دشواری در ادراک زبان گفتاری
•مشکل در ادراک توالی و بیاد آوردن قدم های انجام کار
•دشواری در سازماندهی
•سیستم کاری مشخص می کند که فرد مبتلا به اتیسم بایستی چکار کند و کمک می کند تا با استفاده از عناصر بصری قدم های انجام کار را مشخص کند.
سیستم های کاری
•چه میزان کار؟
•چه کارهایی؟
•چه زمانی کار تمام می شود؟
•بعدا چه پیش خواهد آمد؟
انواع سیستم های کاری
•جهت یافته توسط معلم
•از چپ به راست
•مقایسه
•نگارش
سیستمهای کاری برای سفر و فعالیت ها
•آماده شدن برای سفر
•نیمرو کردن تخم مرغ ها
•رفتن به سالن ژیمناستیک
•پارک یا زمین بازی
•رفتن به بقالی
انفرادی کردن
نشانه های بصری
•چپ به راست
•مقایسه
•نوشتن
مفهوم اتمام
•جعبه اتمام
•ناحیه اتمام
•برگشت به قفسه
•تمام کردن
انگیزه ها، علایق یا بعداً چه پیش خواهد آمد
سیستم های کاری
•چه میزان کار؟
•چه چیزی مفید خواهد بود؟
•چه زمانی کارم تمام خواهد شد؟
•بعداً چه کار خواهم کرد؟
استفاده از تایمر جهت مشخص شدن محدودیت زمانی

 

 

*       مراحل شش گانه ی روش pecs  


با استفاده از روش pecsفراگيران به صورت خود انگیختگی ( خود به خودي )شروع به يادگيري مي كنند .انعکاس تمایلات شخصی : روش pecs مي تواند مورد استفاده كودكان و بزرگسالاني كه هنوز قادر به بـــــــيان خواسته هاي ابتدايي خود و هم چنين قادر به توضيح تمايلات خودبه دیگران نيستند ، قرار گيرد . افرادي كه از روش ( pecs ) استفاده مي كنند با ارائه تصويرویا تصا ویری به طرف مقابل خواسته وميل خودرا مطرح مي سازند .با پیشرفت بیشتر در این روش ( pecs) فرد یاد می گیرد با قرار دادن صحیح کلمات در مکان مناسب خود جمله سازي رانیز انجـــام دهد . ممکن است زمان آموزش به وسیله تصاویر کمی طولانی به نظر رسد اما نشان داده شده است كه استفاده از تصوير ها دلسرد كننده تر از هنگامي كه افراد سعي در برقراري ارتباط بــــــدون استفاده از تصاوير مي كنند نيست . با استفاده از روش ( pecs) دامنه توجه و دقت فراگيران تقويت شده و آنها يــــاد مي گيرند كه چگونه و به چه شکلی تمايلات و خواسته هاي خود را با طرف مقابل مطرح كنند .

مرحله اول : تبادلات فيزيكي هدف : بر اساس مشاهده و شناخت از دانش آموز و علايق او تصويري را انتخاب مي نماييم.کودک به تدریج یاد می گیرد باید برای برقراري ارتباط با معلم ( يا فرد مقابل ) و خلاص شدن از دست هميار( كمك رساننده ) خود مستقلاً تصوير مورد نظر را برداشته و ارائه نماید .توجه : شناسائی و نگاه کردن به تصاویر مورد نظر در اين مرحله ضروري نيست .

آماده سازي براي مرحله اول

. به یاد داشته باشید تشخيص و شناسايي كليه اشیاء ، مواد غذايي ، فعاليتها و تمام چیزهای كه مورد علاقه کودک مي باشد مهم است .. دقت کنید در طول آموزش فقط از يك تصوير ( مثل غذا ) نبايد استفاده كرد زيرا براي کودک مهم است ياد بگيرد وتوانائی تعميم دادن را نیز درک نماید تا بدینوسیله ازتمام فعاليتها در جهت برقراري ارتباط استفاده نمايد. . هنگام آموزش هر یک از فعالیتها مواد آموزشی را توسعه داده و از موارد مشابه نیز استفاده کنید مثلاً از عکس واقعي و يا تصوير و يا نمادها و سمبل ها ي روش فوق و ... ..انتخاب نوع فعالیت ویا مواد آموزشی و همچنین زمان شروع آموزش با تشخیص مربی می باشد .

مواردی که در طول آموزش باید همیشه مد نظر باشد :
. درطول آموزش به هیچ وجه ازکلام شفاهی استفاده نشود.( مانند چی می خواهی ؟ و یا عکس رو به من بده ). برای محتوی آموزش به نحوی برنامه ریزی شود که بتوان در طی آن چندین کارت یا تصویررا ارائه کرد ولی در هنگام آموزش فقط از یک کارت استفاده شود .. مربی باید سعی کند از اتفاقات روزمره که در طول روز برای کودک رخ می دهد سود برده واز آن در جهت آموزش استفاده نماید. . همیشه هنگام آموزش نیاز به همیار نمی باشد و گاهی مواقع مربی به تنهایی می تواند آموزش را انجام دهد

روش آموزش
. مربی پس از شناسائی شیئ مورد علاقه کودک از آن سود برده و آموزش را شروع می کند .. در این لحظه به کودک اجازه دهید که برای مدتی هر چند کوتاه باشیءیافعالیت دلخواهش بازی کند سپس سپس از ادامه فعالیت وی جلوگیری و او را متوقف سازید .. از تصویری استفاده کنید که که نشان دهنده شیئ یا فعالیت انتخاب شده است .. هنگام آموزش در مقابل کودک بنشینید به نحوی که بتواند کاملاً شما و فعالیت های شما را ببیند .. تصویرمنتخب را بین خود و کودک قرار دهید .. مربی بایدشیئ یا خوراکی و یا فعالیت دلخواهی را که برای آموزش انتخاب نموده است را زیر یک دست خود نگاه دارد به نحوی که کودک نتواند آن را بردارد.. دست دیگر مربی با ید آزاد بوده و به نحوی که نشانگر آمادگی آن دست برای دریافت تصویرمی باشد . ( دست به حالت بازباشد ). ابتدا کودک سعی می کند شیء و یا خوراکی مورد دلخواهش را بردارد . . بدون بیان کلامی از طرف مربی ، شئی مورد نظر را زیر دست خود پنهان ساخته ودر این هنگام همیارسعی می نماید با هدایت دست کودک به طرف تصویر ان را برداشته و در دست آزاد مربی که باز و آماده گرفتن تصویر می باشد قرار دهد .. هنگامی که کودک تصویر را در دست مربی قرارداد مربی می تواند بگوید : " آره تو مدادرنگی میخواهی و یا آهان تو شکلات می خواهی و ..." ( بیان این جملات برای کودک فوایدی در بر دارد ازجمله این که اولاً کودک با ضمایر آشنا می شودوثانیاً ارتباط بین خواسته های خودش و ارائه کارت را می فهمد). پس از ارائه کارت مربی بدون درنگ شیئ و یا خوراکی مورد دلخواه کودک را در اختیاراو قرار دهد .( مربی دست خود را از روی شیء برداشته و به کودک اجازه می دهد تا آن را بردارد .)

راهکارهای مفید
. در هر نوبت فقط یک فعالیت آموزش داده شود وبرای تثبیت و عمق دادن به این یادگیری می توان به میزان مورد نیاز آن را تکرار کرد .. اگراز یک فعالیت برای آموزش استفاده می شود نقطه شروع آموزش باید اشیاء ، مواد یا فعالیت هائی باشند مورد علاقه او باشد چه این علاقه باعث تقویت او برای شرکت فعالانه وی در طول آموزش می گردد .حذف تدریجی نشانه ها. هنگامی که دانش آموز به ارتباط بین تصاویر و اشیاء پی برد باید کمک های همیاربه صورت تدریجی کمرنگ و پس از مدتی حذف گردد بدین معنی که همیار در طول آموزش کم کم هدایت دست کودک را کم نماید تا در نهایت پس از آموزش ارتباط کارت و شیء آن را قطع نماید .. مربی نیز به تدریج دستی را که آزاد برای دریافت کارت بالا نگاه داشته شده بود را از جریان آموزش خارج می سازد و فقط هنگام دریافت کارت از آن استفاده می کند .. مرحله دوم آموزش هنگامی آغاز میگردد که کودک مستقل و بدون کمک همیاربتواند کارت را شناسائی و در اختیار مربی قرار دهد .

مرحله دوم – مرحله توانائی انتخاب تصویر

هدف : کودک در این مرحله باید توانائی برداشتن تصویر از روی تابلو ارتباطی و یا دفترارتباطی خود را داشته باشد و پس از انتخاب کارت برای نشان دادن خواسته خود آن را در اختیار مربی قرار دهد .

آماده سازی مرحله دوم :
. آماده سازی تابلو و مکانی ثابت یرای الصاق کارتها( مربی میتواند در این مرحله از مقوائی که روی آن از نوارهای چسبک نصب شده است استفاده نماید تا کودک به آسانی بتواند کارت را بردارد ویا آن را در جای خود قرار دهد بدون اینکه کارت بیفتد .). کارتها را در یک محل معین مثل کلاسور و یا یا آلبوم و یا.... نگه داری نمائید این کارت ها باید به صورت معنی داری چیده شود تا هنگام استفاده بتوان با سرعت و سهولت کارت دلخواه را انتخاب کرد.

نکات :
. در این مرحله نیزاز هیچ کلام شفاهی در طول آموزش استفاده نگردد ..به هنگام آموزش مربی از کارت های متنوع استفاده نماید ولی در نظرداشته باشد که هنگام آموزش در هرزمان فقط یک کارت را آموزش دهد . ( در این مرحله کودک باید به تمیز وتشخیص و شناسائی کارتهای مختلف یابد.). در طول این مرحله نیز سعی گردد که با کمک گرفتن از همیار و مربی های دیگر توانائی کودک را بالابرده تا به تدریج بتواند مواد آموخته شده را تعمیم و سپس بسط دهد . ( کودک باید یاد بگیرد با ارائه کارت به هر کسی می تواند به خواسته اش دست یابد .). مربی سعی نماید که از اتفاقات روزمره استفاده نماید .

مراحل آموزش :
. هنگامی که یک فعالیت در ذهن کودک تثبیت شد و آن را یاد گرفت مکان خاصی را برای آن فعالیت روی تابلو اختصاص دهیم .. در این مرحله کودک باید کارت را از روی تابلو بر دارد و به مربی به دهد .. به تدریج این تعاملات باید ارادی گردد یعنی کودک باید برای رسیدن به خواسته ی خود مربی را پیدا کند و کارت را در اختیار او بگذاردتا به خواسته اش برسد .. گام بعدی ، افزایش فاصله میان کودک کارت است که این عمل باید به صورتی تدریجی انجام گیرد و فاصله میان کودک و کارت نیز به مرور بیشتر و بیشتر گردد .در این مرحله پس از ارائه کارت و دریافت شیئ و یا فعالیت مورد دلخواه کودک ، از او انتظار نداشته باشید کارت را در جای خود قرار دهد و همچنین نیاید از جملاتی مثل" عکسو سر جای خودش بذار" و" یا کارتو بذارتوی آلبوم " استفاده نمایید .. هنگامی که کودک قادر به تعمیم شود وبتواند از بین کارتها کارت مورد نظرش را پیدا نماید ، مربی می تواند مرحله سوم را شروع نماید .

مرحله سوم – تمیز تصاویر

هدف : در این مرحله کودک برای رسیدن به خواسته خود باید به طرف تابلو برود و از بین تصاویر ، کارت مناسب را بردارد و به طرف مربی و یا فردی که قصد برقراری ارتباط با اورا دارد آمده و کارت را در اختیار او قرار دهد .

آماده سازی مرحله سوم :
.در این گام باید از کارت هائی که متناسب با علایق کودک است وهمچنین کارتهائی که مورد علاقه او نیست به صورت همزمان استفاده نمائید ..ارائه اشیاء یا موادی که کودک به آن علاقه ندارد و یا تمایلی به آنها نشان نمی دهد همینطور ارائه کارت های متضاد و یا نامربوط به هم نیز در این گام مورد استفاده قرار می گیرد، مانند : کارت کفش و کارت زمان صرف چاشت به صورت همزمان .

نکات :
. در طول آموزش این مرحله نیز ازراهنمایی به صورت کلام شفاهی استفاده نگردد ..از جابه جائی تصاویر بر روی تابلو ارتباطی جداً پرهیز نمائید و همیشه برای هر تصویر مکان مشخصی رادر نظر بگیرید چرا که به هنگام پیدا کردن تصویر کودک دچار سر در گمی نگردد و به هنگام نگاه کردن برای پیدا کردن کارت مورد نظرش دلسرد نشود و آن را رها نسازد .

مراحل آموزش :
. آموزش همزمان فعالیت یا شئی مورد دلخواه کودک همراه با فعالیت و شئی ای که که کودک اصلاً ان را دوست ندارد ..ابتدا از دو کارت و دو شیئ واقعی استفاده کنید. ( تصویر بین کودک و شیئ واقعی قرار گیرد .). در طی این مرحله سعی می شود به تدریج شیئ واقعی حذف وکودک به استفاده از کارت هدایت شود.. مربی شیئ واقعی را به کودک نشان می دهد و کودک باید تصویر آن را از بین دو تصویر شناسایی کرده ودر اختیار مربی قرار دهد ( تطابق شیئ و تصویر )هنگامی که کودک تصویر را به مربی داد مربی باید بگوید " تو کفش می خوای؟" و" یا تواز من ماشین می خوای ؟ " و سپس بگوید " اگرماشین می خوای و یا ماشین احتیاج داری باید به من بگی ماشین" و یا" اگه کفش می خوای و یا به کفش احتیاج داری باید بگی " کفش" سپس مربی مدتی مکث می کند و پس از آن تصاویر را به مکان مخصوص خود برمی گرداند. .درتمام مراحل آموزش باید سعی کنید علایق کودک را شناسائی و مشخص نمائید ..در این مرحله میتوانید از کارت هایی به اندازه ی 2تا 2.5 سانتیمتری استفاده نمایید ..با بررسی مشاهدات مختلف مربی در مراحل چندگانه آموزش مربی به این مهم دست می یابد که آیاکودک به ارتباط بین خواسته های خود و تصاویرپی برده است یا خیر.. هنگامی که کودک به تصاویر نگاه کند و بین آنها تمیز دهدو بتواند کارت مورد نظر را از بین کارت های دیگر انتخاب کند به تدریج به تعداد کارتها بیفزایید تا انتخاب مشکل تر شود . . در این مرحله کارت ها را تا 20 عدد افزایش دهید و کودک باید بتواند تمام کارتها را از یکدیگر تمیزدهد .. در این گام مربی می تواند مکان تابلو و یا آلبوم ارتباطی رانیز تغییر دهد .. همچنین می توانید شیئ مورد دلخواه کودک را دور از دسترس و دید وی قرار دهد .. هنگامی می توانید وارد گام چهارم شوید که مطمئن باشید کودک بین کارتها تمیز می دهد وهم اینکه بتواند از میان کارتها ، کارتی که بیانگر خواسته و تقاضای اوست ، پیدا کرده و برای دریافت شیئ مورد نظر کارت را در اختیار مربی قرار می دهد .

 مرحله چهارم – جمله سازی

هدف :کودک در این مرحله از کلمات یک بخشی در عبارت های کوتاه استفاده میکند . ابتدا کودک کارت یا سمبــــل "من میخواهم " را انتخاب نموده و روی خط زمینه ای که مشخص شده است قرار می دهد وپس از آن کارتــی راکه تقاضا یا خواسته ی او را نشان میدهد پیداکرده و کنار کارت یا سمبل" می خواهم" قرار بدهد تا بتوانـــــــد جمله ای را بسازدوبه وسیله آن خواسته ی خود را به مربی انتقال دهد .در پایان این مرحله کودک باید توانائیشناخت و استفاده از 50 کارت رادر جهت برقراری ارتباط داشته باشد .

آماده سازی مرحله چهارم :
.تهیه و ساخت خط زمینه با سلیقه خود مربی انجام گردد ..تهیه کارت " می خواهم " ( این کارت و سایر کارت ها به نحوی ساخته شود که به راحتی روی خط زمینه چسبانده و یا جدا شود ) .کد گذاری رنگها برای نوشتن قسمت های مختلف یک جمله کمک بیشتری به فراگیری می کند.( استفاده از رنگ زرد برای مردم و رنگ سبز برای افعال )

نکات :
. از کمک های شفاهی در طول مرحله استفاده نشود . .یادداشت برداری در طول مرحله ادامه داشته باشد ..تنوع درفعالیت ها وتعویض مربی ها این امکان را فراهم می کند تا کودک دریابد که بیان خواسته هایش به هر یک از افراد همان واکنش قبلی را از طرف آنان در بر خواهد داشت .

مراحل آموزش :
. تصویر " می خواهم " را در طرف چپ خط زمینه قرار دهید . .کودک هدایت می شود تا کارت خواسته ی خود را روی خط زمینه قبل از کارت"می خواهم " بگذارد ..پس از اینکه کودک کارت خواسته ی خود را روی خط زمینه قرار داد مربی شفاهاً بیان می کند " تو------------- می خوای " یا" تو به من گفتی "که................ می خوای " ( به اندازه ی مناسب به کودک فرصت دهید تا بتواند تمرکز کند وآموخته های جدید را سازمان دهی کند . ).وقتی که کودک این عمل را انجام داد کارت" می خواهم " را به گوشه سمت چپ تابلو هدایت کنید ..هنگامی که کودک کارت "می خواهم " را با هدایت مربی در سمت چپ تابلو قرار داد کارت خواسته ی خود را برداشته و قبل از کارت " می خواهم" قرار بدهد . . هر بخش این گام چند بار تکرار شود تا کودک بدون کمک و مستقل از مربی ابتدا کارت خواسته ی خود راو بلافاصله پس از آن کارت " می خواهم" را قرار دهد و بدین نحوجمله ای کامل بسازد ..مانند گام های قبل به تدریج کارت های خواسته های کودک را دور از دید و رویت کودک قرار دهید .

مرحله پنجم – پاسخ به سوال

هدف :در این مرحله کودک باید بدون کمک مربی و به طور مستقل توانائی پاسخگوئی به این سوال را باید داشته باشد ." تو چه می خواهی ؟"

مراحل آموزش :
. در این مرحله کودک به طور مستقل خواسته های خود را با کارت "می خواهم " عنوان می کندو در شروع این مرحله کودک را وادار به پاسخ گویی به این سوال که تو چه می خواهی ؟ نکنید ..واضح است دیگران هنگام برقراری ارتباط با کودک از او سوال می کنند که "تو چه می خواهی ؟" و کودک باید یاد بگیرد که در برابر این سوال چگونه پاسخ دهد ..توانائی کسب این مرحله به طور صحیح و کامل از اهمیت بسزائی برخوردار است ..به همین دلیل مربی باید تلاش نماید که این مرحله با آرامش و تانی همراه باشد تا بتواند به آموخته های کودک هر چه بیشتر دوام بخشد .

مرحله ششم – ابراز عواطف و احساسات

هدف : کودک در این مرحله باید توانائی برقراری ارتباط با دیگران را با بیان احساسات خود پیدا کند مثلاً بتواند بگوید من ........ دوست دارم ویا من ............. دوست ندارم .

آماده سازی مرحله شش :

تهیه کارتهای من می بینم ، من دوست دارم ، من احساس می کنم ، من دوست ندارم و 0000 .

نکات :
. نیروهای کمکی باید با عوامل اجرائی هماهنگ باشند ( باید مربیان متفاوتی که یک محتوای بخصوصی را که به کودک آموزش می دهند هماهنگ باشند تا از کارتهای یکسان ، روش های یکسان ، عکس العمل های یکسان و بیان شفاهی یکسان استفاده کنند ) .مربیان باید سعی کنند در ضمن ارتباط با کودک چگونگی استفاده از کارت ها و تعمیم و بسط عملکرد مربوط به کارت ها را به وی بیاموزند . .کد گذاری رنگی در این مرحله می تواند کمک به یادگیری سریعتر نماید .

مراحل آموزش :
.از اتفاقات و فعالیت های روزمره برای برقراری ارتباط استفاده گردد.برای مثال : در هنگام صرف چاشت مربی باید از این زمینه ی ارتباطی به وجود آمده استفاده کرده و بگوید " من کلوچه دوست دارم "( از کارت مربوطه استفاده شود) . تو چه دوست داری ؟.مثال دیگر ، من احساس خوشحالی می کنم . تو چه احساسی داری ؟. برای شروع این مرحله کودک ممکن است ازتابلو ارتباطی و یا آلبوم ارتباطی خود برای بیان احتیاجات استفاده نماید تا بدین نحو نشان دهد که می تواند این ارتباط را با سایر افراد نیز برقرار نماید و به تدریج استفاده از کارت ها کمرنگ تر می شود .رنگ ،اندازه ، مکان مفاهیم . کودک به تدریج یاد می گیرد که از مفاهیم دیگر هم استفاده نماید و یا چند مفهوم را برای ابراز یک خواسته با هم ترکیب نماید . مثلاً هنگام بیان خواسته ی خود بگوید ،من توپ می خواهم و یا آن را با مفاهیم دیگر ترکیب کرده و بگوید من توپ قرمز را می خواهم و یا من توپ بزرگ را می خواهم ویا من توپ بزرگ قرمز را می خواهم ..در این مرحله کودک جمله سازی را با ساختار صحیح آن می آموزد .

تفاوت بین بله ونه
.کودک در این مرحله به دو سوال زیر با بله یا نه پاسخ می دهد " آیا تو.............. می خواهی؟"و یا" آیا این ----------------است؟" .به خاطر داشته باشید که پاسخ به سوال" آیا تو......... می خواهی ؟" پاسخی معلوماتی باشد و پاسخ سوال "آیا این ............... است ؟ "پاسخ اجتماعی باشد . برای سوال اول از اشیاء ملموس و برای سوال دوم از افراد و اشخاص استفاده کنید .

مترجم : اختر ترابی ، کارشناس ارشد مدیریت آموزشی

روش سان_رایز


برنامه ی آموزشی سان-رایز
این برنامه از سال 1983 تهیه شد. این برنامه ی خانگی را در اختیار صد ها خانواده ی دیگر و حتی افراد حرفه ای درمانگر اتیزم در سراسر دنیا قرار داده اند.
در روش سان-رایز،«والدین» درمانگران اصلی و شکل دهنده به برنامه ی آموزشی هستند. در این برنامه به والدین آموخته می شود که به کودک خود عشق بورزند،به او احترام بگذارند و او را «آنچنان که هست» بپذیرند، تا از طریق این پذیرش کودک خود را به برقراری رابطه ای دو جانبه در محیط آرامش بخش خانه تشویق کنند.
تعلیم و آموزش این برنامه در «مرکز درمانی اتیزم امریکا» در شفیلد و ماساچوست همانند دیگر مراکز آموزشی خارج از امریکا صورت می گیرد.
این برنامه مشتمل بر سه بخش است:
1- شروع برنامه ی آموزشی سان-رایز : شامل یک دوره ی آموزشی به مدت یک هفته برای والدین و درمانگران. آنان در این دوره ی کوتاه مراحل اساسی و روش های لازم برای انجام برنامه ی آموزشی
سان-رایز را فرا می گیرند.گذراندن این دوره پیش نیاز مراحل بعدی است.
2- اجرای برنامه ی آموزشی سان-رایز به طور پیشرفته :این مرحله نیز در طول یک هفته انجام می شود و به معرفی روش های خاص و چالش های تجربه شده در برنامه های آموزشی خانگی مختلف می پردازد.
همچنین در طول این مرحله،مربیان به تقویت روحیه و توان والدین می پردازند و آنان را در برنامه ریزی ویافتن اهداف مشخص برای کودکشان یاری می دهند. م
3- اجرای متمرکز و قسمت اصلی برنامه ی آموزشی سان-رایز: این مرحله مهمترین قسمت برنامه است که در طول یک هفته انجام گرفته و علاوه بر والدین شامل فرزندانشان نیز می شود.مربیان برنامه آموزشی، هشت ساعت در روز به آموزش کودک می پردازند و همچنین با استفاده از یافته های خود در هنگام آموزش کودک ،به راهنمایی والدین او برای دستیابی به اهداف تعیین شده برای کودک مشغول می شوند.
علاوه بر آنچه ذکر شد،موسسه ی سان – رایز به انجام مشاوره ی تلفنی و آموزش از طریق نوار ویدئویی نیز می پردازد تا بدین وسیله برای والدین و مربیان،حداکثر بازده در کار با کودکان اتیستیک را فراهم کند.


http://www.sonrise@option.org/ اطلاعات بیشتر در مورد برنامه ی آموزشی سان-رایز: 


1-877-766-7473 داخل امریکا :

001-413-229-2100 خارج از امریکا

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391ساعت 11:48  توسط روح الله تقی زاده   |